آسیب شناسی آموزش زبان فارسی در مناطق دو زبانه

نظرات 0

پیشگفتار

 

 آموزش زبان دوم و بویژه زبان کهن و شیرین فارسی در مناطق دو زبانه کاری نسبتاً سخت و هنرمندانه است.

 

 آنچه که آموزش زبان فارسی را در مناطق دو زبانه سخت و دشوار می کند، از دو عامل " انتقال زبانی "  و  " ناکارآمدی کتاب های زبان و ادبیات فارسی " سرچشمه گرفته است.

انتقال زبانی

 

 از آنجا که دانش آموزان زبان مادری خود را زودتر از زبان فارسی یادمی گیرند ، بنابراین برای ساخت جمله های فارسی از دستور زبان و ساختار زبان مادری خود کمک می گیرند که به این عمل " انتقال زبانی " گفته می شود.

 چون بیشتر جمله ها و ترکیب های دستور زبان مادری (زبان اول) با دستور و ساختار زبان دوم ، همگونی و هماهنگی ندارد؛ این عامل باعث پیدایش " خطاها " یِ  دستوری ، واژگانی و ... می شود.

 

خطاهای گفتاری و نوشتاری دانش آموزان را نباید سرزنش کرد ، زیرا نشانه ی کوشش و پیشرفت آن ها در یادگیری زبان دوم است.

معلم و دبیر زبان فارسی بایستی با خوشرویی و نرمخویی جمله ها و تلفظ های نادرست دانش آموزان را اصلاح کرده تلفظ یا جمله ی درست را چندین بار تکرار کند تا در ذهن دانش آموزان جای گیرد.

سرزنش و نکوهش پی در پی دانش آموزان در کلاس های درس زبان فارسی سبب خواهد شد که آن ها از زبان دوم بدشان بیاید و انگیزه ای برای ادامه ی یادگیری آن نداشته باشند و یادگیری کندتر و آهسته تر می شود.

 معلم مناطق دو زبانه نباید دانش آموزان را در سر کلاس از سخن گفتن به زبان بومی و مادری خود محروم کند و یا زبان و لهجه ی آنان را بد ، عامیانه ،    غیر ادبی و نابهنجار ارزیابی کند.

 داروی بد و یک جانبه نگری  معلم زبان  فارسی ، درباره زبان بومی دانش آموزان ، اثرات بسیار شوم و ویرانگری را در ذهن آن ها  به جا می گذارد. زیرا دانش آموزان نسبت به همه ی آگاهی هایی که از راه زبان مادری خود به دست آورده اند؛ بدبین شده و آن دانش و آگاهی ها را بی ارزش خواهند شمرد.     در آینده نیز دچار " بُحران هویت " ، خود کم بینی و کاهش عزت نفس شده نسبت به همه ی ارزش ها و فرهنگ جامعه ی خود بی تفاوت و بدبین خواهند شد.

 

 کسی که در مناطق دو زبانه تدریس می کند ، بایستی از هردو زبان آگاهی خوبی داشته باشد ؛ زیرا از یک سو دانش آموزان با وی احساس دوستی بیشتری خواهند کرد و از سوی دیگر ، چون از تفاوت های هر دو زبان آگاهی دارد ، بهتر می تواند دانش آموزان را در کار زبان آموزی راهنمایی کند.

 

 برای مثال ، معلمی که در منطقه ی بزرگ آذربایجان تدریس می کند ، می داند که واجگاه صامت های " گ ، ک ، ق " با واجگاه آن در زبان فارسی یکی نیست. معلم می تواند این نکته را به دانش آموزان خود یاد بدهد تا آن ها دارای لهجه (ی ناخواسته) نباشند و فارسی را با لهجه ی ترکی صحبت نکنند.

 

 معلم آگاه و دلسوز می داند که مصوت های فارسی کشیده تر از مصوت های ترکی هستند. او می تواند با چند مثال ساده این نکته ی مهم را به داش آموزان خود یاد بدهد.

 

فارسی

ترکی

 سامان

 دانا

 بال

 سامان ( به معنای کاه)

 دانا ( به معنای گوساله)

 بال (به معنای عسل)

 

ناکارآمدی کتاب های زبان و ادبیات فارسی

 

 کتاب های ادبیات فارسی نیز در آموزش زبان فارسی کارایی و بهره دهی خوبی ندارند ؛ زیرا از یک سو دستور زبان مناسب و امروزینه هنوز نوشته نشده است و از سوی دیگر در ادبیات فارسی کوشش بسیار شده است تا دانش آموزان با سبک و نگارش و جمله بندی متون ادبی کهن آشنا شوند.

 آشنایی با متون کهن برای کسی که می خواهد در آینده پژوهشگر تاریخ ادبیات بشود ، بسیار سودمند است ؛ اما برای دانش آموزی که می خواهد خلبان ، مهندس یا جراح قلب و ... بشود ، چه سودی می تواند داشته باشد؟


 یکی از مهمترین داشواری های آموزش زبان فارسی ، نگارش دستور زبان آن است.

دستور زبان فارسی که در سده های پیشین از روی دستورهای عربی نوشته شده است ، امروزه نیز از روی دستورهای اروپایی الگو برداری و نوشته می شود.

در حالی که دستور هر زبانی را باید از درون خود آن زبان – و سخنگویان آن – بیرون کشید و نوشت.

 در دستورهای کنونی نارسایی های بسیاری در تعریف فعل ماضی و ... به چشم می خورد که نمی توان از آن چشم پوشی کرد. مثلا در جمله ی " شاید فردا به تهران رفتم تا از نمایشگاه کتاب دیدن کنم " ؛ فعل  رفتم  به معنای آینده بکار رفته است.

 همچنین صورت های کهن و مهجور افعال در کنار صورت های رایج آن آورده شده است که بایستی آن ها را از هم جدا کرد. مثلا: همی گفتم / می گفتم.


 البته برخی از واژه های عامیانه و محلی نیز وجود دارند که در فارسی رسمی و معیار بکار نمی روند و بر دشواری یادگیری زبان و ادب فارسی اٍر می گذارند؛ مثلا: مانده نباشی بجای خسته نباشی ، هپروت ، تُخس و ...

فهرست منابع:

 

1) باطنی ، دکتر محمدرضا ؛ توصیف ساختمان دستوری زبان فارسی ، مؤسسه انتشارات امیر کبیر ، تهران ، 1372 .

 

2) باقري ،دكترمهري؛ مقدمات زبانشناسي ؛ دانشگاه تبريز ، چاپ دوم ، 1371.

 

3) ثمره ، دكتر يدالله ؛ آواشناسي زبان فارسي ؛ مركز نشر دانشگاهي ، چاپ سوم ، 1371.

 

4) حق شناس ، دكتر علي محمد ؛ آواشناسي (فونئتيك ) ؛ انتشارات آگاه ، چاپ سوم 1371.

 

5) ريچاد ، جك (و مؤلفين ديگر) ؛ فرهنگ توضيحي زبان شناسي كاربردي لانگمن؛ ترجمه و تاليف : دكتر حسين وثوقي ، دكتر سيد اكبر مير حسني ، مركز ترجمه و نشر كتاب ، چاپ اول ، 1372.

 

6) فالك ، جوليا اس ؛ زبانشناسي و زبان ؛ ترجمه خسرو غلامعلي زاده ، انتشارات آستان قدس رضوي ، چاپ سوم ، 1372.

7) يول ، جورج ؛ زبان ؛ ترجمه دكتر حسين وثوقي ، مركز ترجمه ونشر كتاب ، چاپ دوم ، 1373.

 

8) آخوندوف ، پروفسور آغا موسي ؛ آذربايجان ديلي نين فوْنئتيكاسي ، باكي ، معارف نشرياتي ، 1984.

9) نوروزي ، شاهپور؛ سَس بيلگي سينين درسلري؛[نامه]آذربايجان(شماره های69-88).