نگاهي به فرهنگ سنگلاخ با ويرايش: روشن خياوي

نظرات 0

          فرهنگ سنگـلاخ از نوشته هاي بسيار ارزشمند ميرزامهدي خان استرآبادي مي باشد. شايد پس از "ديوان لغات الترك" محمود كاشغري، اين كتاب يكي از بهترين فرهنگ هاي زبان و ادب تركي باشد. از ويژگي هاي اين فرهنگ دو زبانه (تركي _ فارسي) بودن آن است.

            پژوهشگر برجسته ي آذربايجاني، استاد روشن خياوي با بردباري بسيار و موشكافي فراوان پس از هفت سال كار توانفرسا به ويرايش اين اثر بي همتا پرداخته و اين كتاب را به دست فرهنگ دوستان و زبان شناسان سپرده است.

            كار استاد روشن خياوي بسيار ستودني و شايسته ي سپاسگزاري است، اما كاش استاد فقط به آوانگاري لاتين بسنده نكرده و آوانويسي ميرزا مهدي خان را نيز كنار هر واژه يادآور مي شدند. زيرا اگر لغزشي و اشتباهي در آوانويسي لاتين رخ داده باشد _ كه چنين نيز هست _ با نگاه به آوانويسي مـﺆلف، مي توان آن لغزش را به آساني شناخت و اصلاح نمود.

            استاد خياوي در زير برخي از واژه ها، معادل آذربايجاني آن را نيز يادآور شده و به ريشه يابي برخي از آنها پرداخته اند. گرچه ريشه يابي واژه ها يكي از شاخه هاي زمان شناسي مي باشد، ليكن مي تواند خواننده ي ناآشنا را به گمراهي و سردرگمي بكشاند.

            بـراي نمونه، ايشان واژه ي "آنكنار" (صفحه 29) را با واژه ي "اَنار" هم ريشه گـرفته انـد. در حـالي كـه ايـن واژه در فـرهنگ "آذربايجان ديلي نين ايضاحلي لغتي" به شكل "انگينار" و در فرهنگ "توركچه سـﺆزلوك" به شكل Enginar و به معناي كنگر فرنگي (Artichoke) آمده است.

            در آوانگاري برخي از واژه ها نيز شايد اشتباه و سهل انگاري شده است، مثلاً در تركي باستان به ماديان (اسب ماده) Yont (يونت) گفته مي شد كه در فرهنگ سنگلاخ يك واكه به آن افزوده شده و به شكـل "يـﺆنَت" نوشته شـده است. همچنين واژه ي يونت قوشي (در تركي استانبولي يونت كوشو) كه در پرنده شناسي به آن دم جنبانك مي گويند نيز به شكل يونت قوشي آمده است كه درست نيست.

            نيز واژه ي "اﺅتونمك" به معناي خواهش و التماس كردن به شكل "اوتُونماك" در (ص35) آمده است كه درست نمي باشد. همچنين واژه ي "آچُون" به معناي جهان و گيتي آژون گفته مي شد, به شكل "آچوُن" آمده است كه درست نيست .

            بيشترين اشتباهات كتاب، غلط هاي چاپي آن مي باشد كه در اينجا تنها به چند نمونه اشاره مي شود :

            معناي واژه ي ييمليك (يئمليك)به شكل "آلالاشنگ"(صفحه 272) نوشته شده است كه درست نمي باشد، در فارسي به اين گياه "شنگ" و "آلاشنگ" گفته مي شود.

در تـوضيح معنـاي واژه ي "ايـت خيـاري" به جاي "قثـاء الحمار" كلمه ي "قشاء الحمار" نوشته شده است.

            گياه سوتلاكان (به آذربايجاني سوتله گن) را به عربي "يتوع" مي گويند كه "تيوع" نوشته شده است.

در توضيح حشـره ي "آلاكُلَنگ" (بـه انگليسي Cantharid) نـام عـربـي آن "ذراريح" مي باشد كه به جاي واج "ذ" واج "و" آمده است.

در معني كلمه ي "آييغ" واژه ي هوشيار به شكل شيار نوشته شده است.

واژه ي "پپانيه" در تركي رومي از واژه ي يوناني Papatya گرفته شده است و بنابراين املاء آن درست نيست.

سيچان اوتي (صفحه 179) را به فارسي شكران مي گويند كه در متن به شكل "شك" آمده است.

در زبان تركي آبي كه عميق نباشد "سيغ" مي گويند كه به شكل "سيخ" (صفحه 179) درج شده است.

همان طوري كه گفته شده شمار اشتباهات چاپي بسيار زياد است. ويرايش متون كهن كاري سخت و گمراه كننده است. زيرا تراوش مركب از نوك قلم در هنگام نسخه برداري و يا افزودن ناخودآگاه يك نقطه و نيز نقطه گذاري و حركه گذاري نادرست مي توانـد يك واژه ي نـويـن بيافرينـد. مثلاً در تـركي بـاستـان واژه ي اوبوت (Obut) به معناي شرم و آزرم آمده است، اما اين واژه در فرهنگ سنگلاخ به شكل اويات (Oyat) نوشته شده است.

            همچنين اسب خاكستري را در تركي باستان "توري" (توزيع) مي گويند كه در فرهنگ سنگلاخ  به شكل "توزي" آمده است.

            در تركي باستان به مرد بي چيز و نادار "چيغاي" يا "چيغان" گفته مي شود كه در فرهنگ سنگلاخ به شكل "جيغان" به چشم مي خورد.

در ريشه يابي برخي از واژه ها در فرهنگ سنگلاخ لغزشي و اشتباهاتي نيز روي داده است. مثلاً مـﺆلف، واژه ي "لوي" را مغولي مي داند، در حالي كه اين واژه چيني بوده و به معناي "اژدها" مي باشد. از هزار سال پيش در گاهشماري ايغوري واژه ي "ناك ييلي" (سال نهنگ) به جاي واژه ي "لوي ييل" كاربرد يافته است.

همانطور نيز واژه ي "قوت" به معناي سعادت و نيك بختي مغولي نبوده و از تركي باستان گرفته شده است.

ميرزا مهدي خان واژه ي "سبكتكين" را نيز داراي ريشه ي مغولي دانسته و آن را "نيك قدم" معني كرده است. سبكتكين لقب پدر محمود غزنوي و از تركان خُلّخ (قارلوق) بوده است. اين واژه از سه تكواژ "سو _ بگ _تيگين" تركيب يافته است كه همه تك واژه هاي آن از تركي باستان گرفته شده است. در تركي كهن به سپاه "سو" به فرمانده آن "بگ" و به پسر خاقان "تيگين" گفته مي شد.

با نگاهي به آنچه در بالا گفته شد، واژه ي تكين در (صفحـه 105) به معناي نيكو صورت درست نمي باشد.

            مـﺆلف برهان قاطع واژه ي "اﺅكونج" به معناي پشيماني را فارسي دانسته است و ميرزا مهدي خان نيز اين نظر را در فرهنگ سنگلاخ آورده است. در حالي كه ريشه ي آن، مصدر "اﺅكونمك" به معناي پشيمان شدن بوده و از تركي باستان گرفته شده است.

            مـ‌ﺆلف فرهنگ سنگلاخ در زير واژه ي "اﺅي" (صفحه 54) (و نيز واژه ي "اود" (صفحـه 40) متي نـويسـد : سـال گاو بود و اينكه سال گاو را اهل ايران (اﺅدييل) با دال مي نويسند از اغلاط واضحه است زيرا كه "اوي" به معني گاو باشد و "اود" به معني زهره (وزرداب) است.

            در تركي قرقيزي به گاو "اوي" (Uy) مي گويند. با نگاهي گذرا به فرهنگ هزارساله ديوان لغات الترك آشكار مي شود كه تركان چِگِلي به گاو "اود" و به سال گاو "اودييلي" مي گفتند. تحول واج "د" به "ي" يك فرآيند آوايي است كه در زبان فارسي نيز روي داده است.

فارسي باستان         فارسي ميانه                                  فارسي نوين

    Pada                              Pay                                      Pay (پا)

  Baoda                            boy                                        buy (بوُ)

            فرهنگ سنگلاخ گنجينه پرباري از لغات و تركيب هاي كهن تركي، فارسي و عربي را در خود گرد آورده است.

براي نمونه مي توان از واژه ي، "قوما/غوما" ياد كرد كه با واژه ي سومري Geme به معناي كنيز همساني و همانندي دارد.

واژه ي "تال" به معني درخت بيد نيز اكنون در تركي قرقيزي كاربرد دارد.

واژه ي "بوتا" به معناي توله ي حيوانات و بچه شير بوده است. اين واژه از تركي باستان به ژاپني راه يافته و در آن زبان به معناي خوك و گراز به كار مي رود. تركـان امروزه واژه ي بوتا را "پوتا" تلفظ مي كنند و به بچه ي خرس "آيي پوتاسي" مي گويند.

            واژه ي چيچه به معناي عمه مي باشد كه شايد ريشه ي تركيب "جي جي – باجي" (به طنز خواهر بزرگتر) در زبان تركي باشد.

فرهنگ سنگلاخ دايره المعارف كوچكي از نام هاي گياهان و جانوران گوناگون مي باشد.

            براي مثال "قيزقوشي" كه با نام "بويون بوران" نيز در اين فرهنگ آمده است، نام پرنده ايست كه به فارسي "خروس كولي" و به انگليسي Lapwing و به تركي آذربايجاني "قيز قوشو" و (در فرهنگ پرنده شناسي) "چؤكوك بورون" گفته مي شود.

            البته در فرهنگ سنگلاخ اين نام به دو گونه ي متفاوت از پرندگان گفته شده است كه در اينجـا منظـور "پرنـده ايست سبز رنگ كه مانند هدهد تاجي بر سر دارد" مي باشد. نام اين پرنده ي زيبا در كتاب ديوان لغات الترك نيز به شكل "قزقش" آمده است.

            "قيل قويروق" نيز نام پرنده ايست كه در پرنده شناسي به آن مرغابي تيزدم و به انگليسي Pintail گفته مي شود. نام اين مرغابي در كتاب ديوان لغات الترك به شكل "قِل قُذرُق" و "قِل قُش" آمده است.

            از ويژگي هاي برجسته فرهنگ سنگلاخ آن است كه در جلو نام بيشتر گياهان دارويي كاربردهاي آن نيز يادآوري شده است. مثلاً گياه گيجيتكن (Nettle) در فرهنگ سنگلاخ به شكل "كيچيتكان" نوشته شده است. نام فارسي آن "گزنه" مي باشد. تخم اين گياه براي استقساء و رفع تنگي نفس و ناراحتي هاي طحال و كليه مفيد است.

            "سيغير قويروغي" نام گياهي است كه در فرهنگ سنگلاخ از آن سخن رفته است. در فارسي به آن "مرگ ماهي" و در عربي "سم السمك" مي گويند. مغز دانه اين گياه سم كشنده اي براي ماهيان است و براي صيد ماهي به كار برده مي شود و خوردن ماهياني كه با اين روش صيد شده باشد، اغلب موجب مسموميت،‌ تهوع، درد معده و هذيان مي شود (نگاه كنيد به معارف گياهي جلد 7، صفحه 272).

            گياه "اگَر تركي" (Calamus يا Sweet Flag) كه در فرهنگ سنگلاخ به شكل "ايكير" نوشته شده است،‌ گياهي بسيار نافع براي ناراحتي معده انسان و برطرف كردن نفخ شكم و سوء هاضمه مي باشد.

            گياه "تيمور تيكان" (Caltrop) نام گياهي است كه در فارسي "خار خسك" و در عربي "حسك" گفته مي شود. در فرهنگ سنگلاخ آمده است كه اين گياه ادرار را زياد مي كند (مدرّ ادرار) و مسكن درد مثانه است (همچنين نگاه كنيد به معارف گياهي جلد 7، صفحه 90).

 

فهرست منابع

 

1- اره ن، حسن، توركچه، سؤزلوك، آنكارا، 1988.

2- اوروجوو،‌ آذربايجان ديلي نين ايضاحلي لغتي، كوچوره ن : بهزاد بهزادي، چاپ اول، بهار 1376.

3- استر آبادي، ميرزا مهدي خان، سنگلاخ، ويرايش : روشن خياوي،‌ نشر مركز، چاپ اول 1374.

4- زاهدي، دكتر اسمعيل، واژه نامه گياهي- نام علمي گياهان، انتشارات دانشگاه تهران، 1377.

5- دياني، دكتر امين اله، پرندگان خاورميانه و خاور نزديك، جلد اول، انتشارات دانشگاه تهران،‌چاپ دوم، 1376.

6- كاشغري، محمودبن حسين بن محمد، ديوان لغات الترك : ترجمه و تنظيم و ترتيب الفبايي : دكتر سيدمحمد دبير سياقي،‌ پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، چاپ اول، 1375.

7- ميرحيدر، حسين، معارف گياهي (كاربرد گياهان در پيشگيري و درمان بيماريها)، دفتر نشر اسلامي (هشت مجلد).

8- محمد اوف، يونس / رجب اوف ابوالفضل، اورخون –يئني سئي آبيده لري، باكي، يازيچي 1993.

9- فرهنگ انگليسي و بستر.

 10- فرهنگ مختصر روسي – قرقيزي (به زبانهاي روسي و قرقيزي)، انتشارات الهدي.

11- نوروزي، شاهپور، پيشينه كهن گياه درماني در ميان تركان، (روزنامه) صاحب، سال نهم شماره هاي 436 – 435، مرداد 1379.