دانلود كتاب سومئر ديلي (پيغمبرلر ديلي)
>>> تاریخ انشتار پست :22 آبان 1390
نظرات در رابطه با این پست
saeed در تاریخ 1:02 ب.ظ ساعت 1:02 ب.ظ گفته :
طبق دانش ژنتيك ماركرهاي آريايي ها ( R1 , R1A)حدود 34000 سال پيش در مكاني ميان درياچه خوارزم (آرال) و درياچه كاسپين (خزر) شكل گرفته است. كه نوشته هاي باستاني اوستا و ريگ وداي هندوستان كاملا با اين موضوع مطابقت دارد شما براي آگاهي بيشتر ميتوانيد مقالات سورنا فيروزي كارشناس ارشد دانش ژنتيك كه در پاسخ به نوشته هاي دكتر اشرفيان بناب داده است و بر پايه پژوهش هاي نوين دانشمندان بزرگ جهاني است را مطالعه بفرماييد. ماركرهاي خوني تركان هرگز نميتوانسته در فلات ايران و آسياي ميانه و آذربايجان شكل گرفته باشد. پس بايد قبول كنيم كه سومري ها نيز مانند آريايي ها سفيد پوست بوده اند و هزاران سال پيش وارد ميان رودان شده اند ( تصاوير حكاكي شده آنها كه داراي كاسه سر داراز و گاهي گرد مي باشد و هرگز جمجمه هاي پهن سر كه مشخصه انكار ناپذير تركان ميباشد در آنها حتي براي يك مورد هم ديده نشده است) بوده اند و يا اگر آريايي نبوده باشند هرگز ترك و زرد پوست كه نشانه مسلم و انكار ناپذير تركان است، نبوده اند. لازم به ذكر است كه نشان مسلم و بي گمان آريايي ها ( خورشيد گردان = چليپا = صلبي شكسته) در ميان رودان پيدا شده است و خنده داره كه تا كنون حتي يك پاترك هم كوچكترين اشاره اي به اين موضوع نكرده است
طبق دانش ژنتيك ماركرهاي آريايي ها ( R1 , R1A)حدود 34000 سال پيش در مكاني ميان درياچه خوارزم (آرال) و درياچه كاسپين (خزر) شكل گرفته است. كه نوشته هاي باستاني اوستا و ريگ وداي هندوستان كاملا با اين موضوع مطابقت دارد شما براي آگاهي بيشتر ميتوانيد مقالات سورنا فيروزي كارشناس ارشد دانش ژنتيك كه در پاسخ به نوشته هاي دكتر اشرفيان بناب داده است و بر پايه پژوهش هاي نوين دانشمندان بزرگ جهاني است را مطالعه بفرماييد. ماركرهاي خوني تركان هرگز نميتوانسته در فلات ايران و آسياي ميانه و آذربايجان شكل گرفته باشد. پس بايد قبول كنيم كه سومري ها نيز مانند آريايي ها سفيد پوست بوده اند و هزاران سال پيش وارد ميان رودان شده اند ( تصاوير حكاكي شده آنها كه داراي كاسه سر داراز و گاهي گرد مي باشد و هرگز جمجمه هاي پهن سر كه مشخصه انكار ناپذير تركان ميباشد در آنها حتي براي يك مورد هم ديده نشده است) بوده اند و يا اگر آريايي نبوده باشند هرگز ترك و زرد پوست كه نشانه مسلم و انكار ناپذير تركان است، نبوده اند. لازم به ذكر است كه نشان مسلم و بي گمان آريايي ها ( خورشيد گردان = چليپا = صلبي شكسته) در ميان رودان پيدا شده است و خنده داره كه تا كنون حتي يك پاترك هم كوچكترين اشاره اي به اين موضوع نكرده است
پاسخ : با سلام
بنظر شما علم ژنئتیک چند سال پیشینه دار؟
آیا خزانه ژنئتیکی از تمام مردم جهان وجود دارد که با مراجعه به آن زبان و نژاد مردم را تشخیص داد؟
آیا ژنوتیپ و فنوتیپ و گروه خون خاصی برای تشخیص ترک یا عرب و فرانسوی بودن یک فرد در 8000 سال پیش وجود دارد؟
علم ژنئتیک فقط می تواند درباره ی بیماری های ژنئتیکی و توارثی توضیح دهد.
آیا شکل خاص پست سر کردها و مازندرانی مربوط به ژن آنهاست یا به پهلو خوابدن کودک که سبب شکل و فرم خاصی شده است؟
بنظر شما علم ژنئتیک چند سال پیشینه دار؟
آیا خزانه ژنئتیکی از تمام مردم جهان وجود دارد که با مراجعه به آن زبان و نژاد مردم را تشخیص داد؟
آیا ژنوتیپ و فنوتیپ و گروه خون خاصی برای تشخیص ترک یا عرب و فرانسوی بودن یک فرد در 8000 سال پیش وجود دارد؟
علم ژنئتیک فقط می تواند درباره ی بیماری های ژنئتیکی و توارثی توضیح دهد.
آیا شکل خاص پست سر کردها و مازندرانی مربوط به ژن آنهاست یا به پهلو خوابدن کودک که سبب شکل و فرم خاصی شده است؟
سعيد در تاریخ 1:18 ب.ظ ساعت 1:18 ب.ظ گفته :
از آغاز اختراع خط كه اواخر هزاره چهارم ق.م است، متنهاي درباري و يا در مدارس و معابد وجود دارد كه در آنها به نامهاي جغرافيايي سومر اشاره ميشود، نام دجله، فرات و بعضي شهرها در آنها آمده است. از همين متنها مشخص ميشود كه آنها با اقوام غيرسومري و با سرزمينهاي شرقي برخوردهاي نظامي، بازرگاني و حتي جنگهاي بزرگ داشتهاند. در اين متون نام اقوام و پادشاهاني از اقوام بيگانه ذكر شده كه همه ريشه آريايي دارند. انبوهي از شواهد آريايي در كهنترين متون سومري وجود دارد. در متون سومري به دجله، «ديگنه» گفته ميشد كه همان «دجله» عربي يا «تيگره» فارسي باستان است كه در زبان هخامنشي ثبت شده و ريشه آن «تيگر» به معني تند است كه در زبان يوناني هم «تيگريس» همان دجله است. زبانشناسان واژه «ديگنه» را به هيچوجه سومري نميدانند، پس در نظر سومرشناسان اين رود تاكنون بدون ريشه مشخص بوده است اما در زبان آريايي معني دارد. «تيگره» در زبان آريايي به معني تند است. واژههاي تيغ و تيز هم از همين ريشهاند. در زبان انگليسي هم «TIGER» به معني حيوان تندپا يا ببر از همين ريشه است. بنابراين براي اينگونه تعبيرها در زبانهاي آريايي و زبانهاي خويشاوندي آن معني و ريشه داريم، در حاليكه در زبان سومري ريشه و معني براي آن وجود ندارد. خداي آشور در زبان آشوري معني ندارد، اما در زبان آريايي«اسوره» به معني «سرور» است كه «اهوره» يا اهورامزدا هم از آن برخاسته است. «ايشتر» - خداي عشق- در زبان اكدي ريشه ندارد ولي از «استر» به معنی ستاره برخاسته و در واقع سياره ناهيد است. مه يا خداي ماه در زبان سومري ريشه ندارد اما در زبان ايراني ايزد ماه بود است. «ناهيتي» در زبان ايلامي ريشهاي ندارد اما در زبان آريايي ناهيد و آناهيتا وجود دارد. از كنار هم گذاشتن اين اطلاعات متوجه ميشويم كه اين نامها در زبان هاي بومي ريشه ندارد، اما در زبان آريايي ريشه گسترده براي آنها وجود دارد، كه حتي به زبانهاي اروپايي و لاتين هم رسوخ كرده است.
(بر گرفته از كتاب دكتر جهانشاه درخشاني كه در بزرگترين مجامع علمي جهان تاييد شده است كتاب ايشان ابتدا در آلمان به زبان آلماني چاپ شده است و توسط انتشارات دانشنامه كاشان در جلد 3 و4 حدود 1340 صفحه به زبان پارسي چاپ شده است)
از آغاز اختراع خط كه اواخر هزاره چهارم ق.م است، متنهاي درباري و يا در مدارس و معابد وجود دارد كه در آنها به نامهاي جغرافيايي سومر اشاره ميشود، نام دجله، فرات و بعضي شهرها در آنها آمده است. از همين متنها مشخص ميشود كه آنها با اقوام غيرسومري و با سرزمينهاي شرقي برخوردهاي نظامي، بازرگاني و حتي جنگهاي بزرگ داشتهاند. در اين متون نام اقوام و پادشاهاني از اقوام بيگانه ذكر شده كه همه ريشه آريايي دارند. انبوهي از شواهد آريايي در كهنترين متون سومري وجود دارد. در متون سومري به دجله، «ديگنه» گفته ميشد كه همان «دجله» عربي يا «تيگره» فارسي باستان است كه در زبان هخامنشي ثبت شده و ريشه آن «تيگر» به معني تند است كه در زبان يوناني هم «تيگريس» همان دجله است. زبانشناسان واژه «ديگنه» را به هيچوجه سومري نميدانند، پس در نظر سومرشناسان اين رود تاكنون بدون ريشه مشخص بوده است اما در زبان آريايي معني دارد. «تيگره» در زبان آريايي به معني تند است. واژههاي تيغ و تيز هم از همين ريشهاند. در زبان انگليسي هم «TIGER» به معني حيوان تندپا يا ببر از همين ريشه است. بنابراين براي اينگونه تعبيرها در زبانهاي آريايي و زبانهاي خويشاوندي آن معني و ريشه داريم، در حاليكه در زبان سومري ريشه و معني براي آن وجود ندارد. خداي آشور در زبان آشوري معني ندارد، اما در زبان آريايي«اسوره» به معني «سرور» است كه «اهوره» يا اهورامزدا هم از آن برخاسته است. «ايشتر» - خداي عشق- در زبان اكدي ريشه ندارد ولي از «استر» به معنی ستاره برخاسته و در واقع سياره ناهيد است. مه يا خداي ماه در زبان سومري ريشه ندارد اما در زبان ايراني ايزد ماه بود است. «ناهيتي» در زبان ايلامي ريشهاي ندارد اما در زبان آريايي ناهيد و آناهيتا وجود دارد. از كنار هم گذاشتن اين اطلاعات متوجه ميشويم كه اين نامها در زبان هاي بومي ريشه ندارد، اما در زبان آريايي ريشه گسترده براي آنها وجود دارد، كه حتي به زبانهاي اروپايي و لاتين هم رسوخ كرده است.
(بر گرفته از كتاب دكتر جهانشاه درخشاني كه در بزرگترين مجامع علمي جهان تاييد شده است كتاب ايشان ابتدا در آلمان به زبان آلماني چاپ شده است و توسط انتشارات دانشنامه كاشان در جلد 3 و4 حدود 1340 صفحه به زبان پارسي چاپ شده است)
saeed در تاریخ 1:27 ب.ظ ساعت 1:27 ب.ظ گفته :
تمام اقوامي كه در ايران ميزيستند نام ايراني داشتند و در متون غيرايراني مثل ميانرودان و مصري به آنها اشاره شده ولي بازتاب آنها در متون ايراني اوستا و متون هندي مثل ريگ ودا هم ديده ميشود. در اينجا به اقوام بسياري برخورد ميكنيم كه به تعدادي از آنها اشاره ميكنم. قومي به نام «ارتي» بوده كه در حوالي كرمان امروزي ميزيستند. قوم «كاشي» كه در سراسر فلات ايران پراكنده شده بودند و حتي تا قفقاز و ميانرودان پيشرفته بودند. قومي به نام پارس يا فارس در شرق ايران در كشوري به نام «پرشي» كه همان پارس است ميزيستند و بعدها به سمت پارس يا فارس امروزي ميآيند. قومي به نام ماد در غرب ايران در حوالي زاگرس ميزيستند كه از هزاره سوم ق م قابل تعقيب هستند. قومهايي به نام «تپور»، «هخا» كه نياكان هخامنشيان از ميان آنها برخاستند، «سكاها» كه از هزاره دوم قابل تعقيب و در تاریخ مستند هستند، «دانو» كه در مدارك مصري هم ثبت شدهاند در فلسطين و يونان هم بودند و در كناره درياي سياه نامهاي خود را روي رودها نهادند. همچنين قوم «كوچي» و «ارمني» كه ارمنيان امروز هستند كه از هزاره سوم ق م در منطقه ارمنستان امروز ساكن بودند.
(بر گرفته از همان كتاب دكتر جهانشاه درخشاني
تمام اقوامي كه در ايران ميزيستند نام ايراني داشتند و در متون غيرايراني مثل ميانرودان و مصري به آنها اشاره شده ولي بازتاب آنها در متون ايراني اوستا و متون هندي مثل ريگ ودا هم ديده ميشود. در اينجا به اقوام بسياري برخورد ميكنيم كه به تعدادي از آنها اشاره ميكنم. قومي به نام «ارتي» بوده كه در حوالي كرمان امروزي ميزيستند. قوم «كاشي» كه در سراسر فلات ايران پراكنده شده بودند و حتي تا قفقاز و ميانرودان پيشرفته بودند. قومي به نام پارس يا فارس در شرق ايران در كشوري به نام «پرشي» كه همان پارس است ميزيستند و بعدها به سمت پارس يا فارس امروزي ميآيند. قومي به نام ماد در غرب ايران در حوالي زاگرس ميزيستند كه از هزاره سوم ق م قابل تعقيب هستند. قومهايي به نام «تپور»، «هخا» كه نياكان هخامنشيان از ميان آنها برخاستند، «سكاها» كه از هزاره دوم قابل تعقيب و در تاریخ مستند هستند، «دانو» كه در مدارك مصري هم ثبت شدهاند در فلسطين و يونان هم بودند و در كناره درياي سياه نامهاي خود را روي رودها نهادند. همچنين قوم «كوچي» و «ارمني» كه ارمنيان امروز هستند كه از هزاره سوم ق م در منطقه ارمنستان امروز ساكن بودند.
(بر گرفته از همان كتاب دكتر جهانشاه درخشاني





با سلام دوست گرامي دكتر سيد محمد علي سجاديه كتاب ارزشمندي با نام نياكان سومري ما (انتشارات بلخ) نوشته اند و نمونه هاي بيساري را در شباهت زبان سومري با زبان پارسي باستان و اوستايي آورده اند شما بسيار يكطرفه قضاوت كرده ايد امروزه ورود واژه هاي آريايي باستان توسط تورانيان آريايي به زبان تركي اويغوري انكار ناپذير مي باشد (كتاب تبار مشترك ايرانيان و تورانيان نوشته همان استاد) كه دانش ژنتيك هم آن را تاييد كرده است علت وجود واژه هايي شبيه واژه هاي تركي همين ورود واژه هاي آريايي توراني در زبان تركهاي زرد پوست مي باشد ( مانند واژه سو=آب) در كتاب ياد شده ثابت شده است كه تصاوير چهره ها ي سومري ها هيچ گونه شباهتي با چهره هاي تركهاي اويغوري و اغوزي ندارد و كاملا با چهره هاي مردم امروز ايراني ها شبيه است. به ياد داشته باشيد كه طبق كتيبه يافت شده در سومر مردم سومر وام دار فرهنگ مردم (آرتا) بوده اند كه امروزه هيچ گونه شكي در آريايي بودن آرتايي ها با توجه به اسناد اوستايي و ريگ وداي هندوستان كه دست كم براي 2000 سال پيش از ميلاد مسيح است، نيست بنده به نوبه خود از پژوهش هاي شما قدر داني ميكنم ولي بايد بدانيد وجود عناصر فرهنگي و زباني آريايي ها در زبان و فرهنگ سومري ها هرگز انكار پذير نيست شما براي آگاهي بيشتر ميتوانيد كتاب (اصل آريايي الف با) نوشته پروفسور وادل را بخونيد با سپاس فراوان