آیا کورش ذوالقرنین قرآن است؟!

نظرات 0

قبر مادر سليمان ( منسبوب به آرامگاه كورش)


من با ذوالقرنین بودن کورش هخامنشي موافق نیستم.
اما دلایل من:
پیامبران الهی دو دسته بودند: 1) پیامبران تشریعی: این پیامبران آورنده ی دین و شریعت مستقل بوده و فرشته ی وحی - جبرئیل بر ایشان نازل می شده است. تعداد کتاب های آسمانی معلوم است. کدام کتاب آسمانی بر کورش نازل شده است؟

2) پیامبران تبلیغی که مبلغ آیین پیامبران پیشین بوده و رسالت ایشان توسط پیامبر قبلی تایید شده بود.مثلا حضرت هارون برادر حضرت موسی که رسالت هارون توسط حضرت موسی اعلم شده بود. رسالت کورش توسط کدام پیامبر قبلی تایید شده بود؟ کدام پیامبر در دوره ماد یا هخامنشی بوده است که کورش را تربیت الهی دهد و او را آماده ی دریافت وحی الهی کند ، زیرا پیامبران معصوم هستند و خطا و اشتباه نمی کنند. آیا کورش توسط حضرت دانیال برگزیده شد؟!

در متن منشور کورش آمده است که:مَـردوک خدای بزرگ از کردار من خشنود شد … او برکت و مهربانی‌اش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم … آیا مردک یک بت نیست که مردم بابل او را می پرستیدند؟ (1)
من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاه‌هایی که بسته شده بودند را بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه‌ها را به جاهای خود بازگرداندم.
کوروش خدایان مناطق دیگر را که نبونید به بابل آورده بود به جای اصلی خود بازگرداند.وی فرمان بازسازی معابد ویران شده بابل،عیلام و شهرهای قلمرو قدیمی آشور را داد .

آشکارا در اینجا کورش دستور به بازسازی معابد و پرستشگاه های بت پرستان داده است.
آیا کار پیامبر مبارزه با بت پرستی و مانند ابراهیم و حضرت محمد مصطفی (ص) بت شکنی نیست؟

چرا در متن سخنی از " اهورا مزدا و پرستش او (خدای زردشت) نیست؟

اگر کورش پیامبر بود ، چرا کمبوجیه و داریوش و دیگران نبوت او را نپذیرفتند؟!

شما می دانید که داریوش شاه از آیین زردشت پیروی کرد.


وقتی پیامبران الهی به پیامبری برگزیده می شدند، نبوت خود را اعلام می کردند مثلا: حضرت محمد (ص) می فرماییدکه قولوا لا اله الا الله تفلحوا (بگویید خدایی جز الله نیست تا رستگار شوید) که نفی هر گونه بت پرستی ، اعلام نبوت خویش است. حضرت موسی و هارون با لباس پشمی و عصای پوپانی به درگاه فرعون بزرگ مصر می روند و دعوت به یکتاپرستی می کنند و نبوت خود را آشکار می کنند. حضرت سلیمان درلباس شاهی به بلقیس ملکه سبا نامه می فرستد و او را دعوت به خداپرستی می کند.
آیا اگر کورش پیامبر بود ، چنین کاری نمی کرد و خود را پیام آور خدا نمی نامید؟
اگر او این کار را نکرده است ، پس چرا برخی پافشاری می کنند؟

آیا معنای ذوالقرنین بطور دقیق کشف و بیان شده است؟ (در کدام کتاب؟)
آیا معنای ذوالقرنین " شاخدار و دارای دو شاخ " است؟!
بر اساس آیات قرآن ، ذوالقرنین یک انسان مؤمن و یکتا پرست است و نمی تواند به بازسازی پرستگاه های بت پرستان (بر اساس منشور کورش) بپردازد.

پرچم هخامنشيان


برگردان منشور کورش به فارسی:
منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه جهان.
پسر کمبوجیه، شاه بزرگ، شاه انشان ،نوه کوروش، شاه بزرگ، ...، نبیره چیش پیش، شاه بزرگ ، شاه انشان ... از دودمانی که همیشه شاه بوده اند و فراماروائی اش را « ِ‌بل »و « نبو » گرامی می دارند و [از طیب خاطر، و]با دل خوش پادشاهی او را خواهانند .
آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم مقدم مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم . مردوک خدای بزرگ دل های مردم بابل را به سوی من گردانید، ...، زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم . او بر من ، کوروش که ستایشگر او هستم و بر کمبوجیه پسرم ، و همچنین بر کَس و کار [و ، ایل و تبار]، و همه سپاهیان من ، برکت و مهربانی ارزانی داشت . ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم . به فرمان « مردوک » ، همه شاهان بر اورنگ پادشاهی نشسته اند . همه پادشاهان از دریای بالا تا دریای پائین [مدیترانه تا خلیج فارس ؟] ، همه مردم سرزمین های دوردست ، از چهارگوشه جهان ، همه پادشاهان « آموری » و همه چادرنشینان مرا خراج گذاردند و در بابل روی پاهایم افتادند [ پا هایم را بوسیدند] . از... ، تا آشور و شوش من شهرهای « آگاده » ، اشنونا ، زمبان ، متورنو ، دیر ، سرزمین گوتیان و همچنین شهرهای آنسوی دجله که ویران شده بود ــ از نو ساختم . فرمان دادم تمام نیایشگاه هایی را که بسته شده بود، بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه ها را به جاهای خود بازگرداندم . همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به جایگاههای خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم .همچنین پیکره خدایان سومر و اکد را که « نبونید » ، بدون هراس از خدای بزرگ، به بابل آورده بود، به خشنودی مردوک «خدای بزرگ» و به شادی و خرمی به نیایشگاه های خودشان بازگرداندم. باشد که دل ها شاد گردد ...
بشود که خدایانی که آنان را به جایگاههای نخستین شان بازگرداندم،... [ قبل از « بل » و « نبو »] هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم خواستار زندگی بلند باشند ، چه بسا سخنان پُربرکت و نیکخواهانه برایم بیابند ، و به خدای من « مردوک » بگویند: کوروش شاه ،پادشاهی است که تو را گرامی می دارد و پسرش کمبوجیه [نیز]...
اینک که به یاری «مزدا» تاج سلطنت ایران و بابل و کشورهای چهارگوشه جهان را به سرگذاشته ام اعلام می کنم که تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد دین و آئین و رسوم ملت هائی را که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان من دین و آئین و رسوم ملت هائی که من پادشاه آنها هستم یا ملت های دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند.من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد هرگز سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر ملتی آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند یا نکند و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد. من تا روزی که پادشاه ایران هستم نخواهم گذاشت کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وی را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد.من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به طریق دیگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال ، تصرف نماید و من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار وا دارد.
من امروز اعلام می کنم که هر کسی آزاد است که هر دینی را که میل دارد بپرستد و در هر نقطه که میل دارد سکونت کند مشروط بر اینکه در آنجا حق کسی را غصب ننماید و هر شغلی را که میل دارد پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است به مصرف برساند مشروط بر اینکه لطمه به حقوق دیگران نزند. هیچ کس را نباید به مناسبت تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده مجازات کرد .من برده داری را برانداختم. به بدبختی های آنان پایان بخشیدم .
من تا روزی که به یاری مزدا زنده هستم و سلطنت می کنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان را به عنوان غلام و کنیز بفروشند و حکام و زیر دستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموریت خود مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و کنیز بشوند و رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد.
از مزدا خواهانم که مرا در راه اجرای تعهّداتی که نسبت به ملت های ایران و بابل و ملل چهار جانب جهان بر عهده گرفته ام موفق گرداند.


بت مردوك ( خداي بابليان)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاورقي:

1) مهمترين هدف از فرستادن پيامبران نفي شرك و بت پرستي و  بيان جمله " قولوا لا اله الالله تفلحوا " بود.

 به پندار ناپخته كورش پرستان كورش همان ذوالقرنين بنده پاك خدا و پيامبر اوست.  آنان مي گويند كه كورش به باورهاي ديني مردم بابل احترام گذاشت و بتكده هاي آنان را تعمير كرد و دست كم خراب نكرد( بر اساس منشور گلي كورش).

اما در زندگي انبياء مي خوانيم كه حضرت ابراهيم عليه السلام بت هاي بابلي را شكست.و به سوازنده شدن در آتش محكوم شد. حضرت موسي عليه السلام بت سامري را كه بشكل يك گوساله بود ، شكست. حضرت محمد (ص) بتكده مكه را از وجود بتان پاك كرد و با بت پرستي مخالفت كرد.

حتي اگر كورش يك زردشتي  مومن هم بود بايد با بتان بابلي مخالفت مي كرد.




در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است که خداوند به چهار نفر فرومانروایی بخشید که دو نفرشان مؤمن (سلیمان نبی ، ذوالقرنین) و دو نفراز ایشان کافر بودند (فرعون ، نمرود).

در این حدیث اشاره ای به پیغمبر بودن ذوالقرنین نشده است.
بیشتر تاریخ انبیاء در قرآن بدلیل پند و عبرت گرفتن بوده و بسیاری از داستان های قرآن به اختصار بیان شده و برخی از مسلمانان از علما دین یهود و یا تورات در تکمیل بحث استفاده کرده اند که خطر تحریف و جعل (اسرائیلیات) را بهمراه دارد.

علاوه بر کورش و اسکندر مقدونی گزینه های دیگری نیز برای ذوالقرنین وجود دارد. از جمله امپراتور شی هوانگ تی (سازنده ی دیوار چین). یکی از امپراتوران آشوری ، چند پادشاه اژ یمن که " تبع " لقب فرمانروایی ایشان بود.
همانطوری که فرموده اید ، اسکندر مقدونی نمی تواند گزینه خوبی باشد ، زیرا او بی دلیل قابل قبولی به ایران لشگرکشی کرد و به ترویج فرهنگ هلنی (یونانی) که غیرالهی بود ، پرداخت.

هیچ پیامبری بی دلیل و بدون اذن خدا به جنگ نپرداخته است. آیا لشکرکشی کورش هم برای تبلیغ دین خاصی بوده است؟! آیا الهام الهی برای نجات پیامبرانی مانند حضرت دانیال بوده است؟! (این را باید از خودش پرسید.)
فعلا درمنشور کورش خبری از بازسازی اورشلیم نیست. احتمالا نفود زبانی ومعنوی برخی از انبیاء تازه آزاد شده و بزرگان دینی یهود مشوق بازسازی معبد سلیمان بوده است.هرچند می گویند با مرگ کورش این کار ناتمام ماند.
آیا با وجود سند کتبی از خود کورش کبیر (منشور کورش ) که کتبا به پرستش خدایان بابلی اقرار کرده است ، باز هم می توان او را پیامبر یا ذوالقرنین قرآن دانست؟!
در ضمن خود کورش ادعای نبوت نکرده است که برخی او را پیامبر ایرانی می دانند.

نظر کتزیاس در مورد کورش:کورش که جوانی از قبیله مَردها بود نزد یکی از خدمتگاران شاه که سر پرستی رُفتگران کاخ را داشت رفت . این کورش پسر آترداتیس نامی بود که از بی نوائی راهزنی می کرد و زنش که مادر کورش بود وارگسته نام داشت و از راه بز چرانی نان می خورد . کورش خود را بدان پیشکار سپرد تا از او دستگیری کند . او را به رُفتگری گماردند و پس از چندی سرایدار گشت .

بسیاری از بندهای فتح نامه بابل توسط کورش با ستون قانون حمورابی همخوانی دارد. آنچه كه منشور چند سانتي كورش -كه در جيب هم جا مي گيرد - ناميده مي شود در واقع همان گزارش نامه كورش به پيشگاه خدايان بابلي و مردوك بابلي است . رسمي كه همه ي شاهان اورارتو و آشوري و بابلي گزارشي سالانه از اقدامات خود را به خدايان عرضه مي كردند تا در محاسبه اعمال شاهان مورد نظر خدايان قرار گيرد.
اگر اين منشور يك حقوق بشر بود بايد در ابعاد بزرگ و قابل مشاهده همگان در معابر بابل نصب مي شد و همگان آنرا مشاهده مي كردند نه اينكه در ابعاد ذره بيني و كوچك تهيه شد.

کوروش و بنی اسرائیل

از این تاریخ یعنی پس از فتح بابل است که کوروش تاجگذاری میکند و ادعای سلطنت مینماید. ابن خلدون گوید: «وانفرد کوروش بالملک علی فارس و ماذی...»۳۷ و طبری با تردید گوید:... «قال و لم یملک کیارش قط، و انما کان مملکا علی خوزستان و مایتصل بهامن ارض بابل من قبل کیقاوس...» ۳۸ مسعودی در این باب توضیح دیگری دارد و گوید: «و فی وجه آخر منالروایات، ان کورس کان ملکا برأسه لا من قبل بهمن.... و ان کورس من ملوک الفرس الاولی...» ۳۹

نکته دیگری در روایات اسلامی هست که باید باز گشود. این نکته تا حدی علت توجه کوروش را به یهود میرساند. ابن البلخی گوید: «و مادر این کیرش دختر یکی بود از انبیاء بنیاسرائیل مادر او را «اشین» گفتندی و برادر مادرش او را توریه آموخته بود و سخت دانا و عاقل بود و بیتالمقدس را آبادان کرد به فرمان بهمن و هرچه از مال و چارپایان و اسباب بنیاسرائیل در خزانه و در دست کسان بختالنصر در خزانه بهمن مانده بود به ایشان داد و بعضی از اهل تواریخ گفتهاند کی در کتابی از آن پیغمبر بنیاسرائیل یافتهاند که ایزد عزوجل وحی فرستاد بهمن را کی من ترا گزیدم... و این توفیق یافت و نام او در کتاب کوروش است.»۴۰

این نکته را دیگران نیز گفتهاند و در واقع تخلیطی بوده است که بین بهمن پادشاه بزرگ و کوروش عامل نامدار و معروف او شده است. حمدالله مستوفی نیز گوید: «... در کتب بنیاسرائیل نام او (بهمن بن اسفندیار) کوروش ملک آمده است»۴۱ و حمزه اصفهانی گوید: «والاسرائیلیون یزعمون ان بهمن یبسمی بلغتهم فی کتب اخبارهم کوروش»۴۲ مسعودی گوید: «گفته شده است که مادر کوروش از بنیاسرائیل بود و دانیال کوچک دائی او محسوب میشد.»۴۳ و ابن خلدون گوید: «یقال انه الذی رد بنیاسرائیل الی بلادهم و ان امه کانت من بنی طالوت و یقال ذلک هو حافد بهمن.»۴۴

ابن اثیر آرد: «... آنگاه کیرش به سلطنت رسید که ۱۳ ساله بود و توراه میدانست و به زبان و خط یهودی آشنا بود و سخنان دانیال و امثال او را درک میکرد... او دانیال را منصب قضا داد و آنچه که بختالنصر به غنیمت از بیتالمقدس آورده بود بازگرداند و بیتالمقدس را آبادان نمود.» ۴۵

میرخواند نوشته است: بهمن در زمان سلطنت خود پسر بختالنصر را از ولایت بابل معزول کرد و کوروش را که از اولاد لهراسب بود و مادرش دختر یکی از فرزندان بنیاسرائیل بود بر آن دیار والی گردانید امر فرمود که اسیران بنیاسرائیل را به سرزمین بیتالمقدس فرستد و هر کس را که ایشان خواهند بر ایشان والی گرداند. کوروش آن قوم را جمع کرده دانیال را به حکومت بنیاسرائیل نامزد فرمود.۴۶

یحییبن عبداللطیف قزوینی گوید: «... به همین ولایت بسیار در حکم آورد و پسر بختالنصر را از بابل معزول کرد و کیرش۴۷ از اسباط جاماسب بن لهراسب (را) که مادرش از یکی انبیای بنیاسرائیل بود به عوض بفرستاد و بفرمود تا جمله بنیاسرائیل را به بیتالمقدس آورد و کسی که ایشان خواهند بر سر ایشان گمارد، و کیرش ایشان را جمع کرد و دانیال پیغمبر علیهالسلام را به اتفاق ایشان ریاست بنیاسرائیل و ملکی شام داد و ایشان را باز به مقام خویش گسیل کرد... و مادر بهمن از اولاد طالوت بود...»۴۸

خواندمیر، اقدام کوروش را در آزاد کردن بنیاسرائیل به توصیه مادر میداند و گوید: «در متون الاخبار مسطور است که یکی از ملوک همدان کوروش نام از والده خود که از جمله سبایای بنیاسرائیل بود بعد از وقایع مذکور، کیفیت عظم شان و رفعت مکان بینالمقدس و مسجد اقصی را شنید بر چگونگی احوال اسرائیلیان مطلع شده به اموال بیقیاس و سیهزار نفر از استادان بنا و سایر هنرپیشگان به بیتالمقدس شتافت و همت بر تعمیر آن بلده و ارتفاع آن گماشت.»۴۹

این نکته که کوروش از طرف مادر به بنیاسرائیل منصوب باشد و مادرش کنیز کی یهودی باشد ممکن است از جهت توجهی که یهود به کوروش داشتهاند در تواریخ آنان منعکس شده باشد و اصولاً انتساب سلاطین مقتدر و نیکنام به اقوام و ملل تازگی ندارد. ولی به هرحال مطلبی است که تقریباً در تمام کتب تاریخ اسلامی منعکس شده است.
۴۵- الکامل فی التاریخ، ج ۱، ص ۱۱۵.
40-فارسنامه 40
43- مروج الذهبج1، ص99
44- کتاب العبرج2-ص162
46- روضه الصفا،ج1، احوال بهمن
49-حبیب السیر، چاپ خیام ج1 ،ص136
این مقاله درشماره 11 بررسیهای تاریخی دی ماه 1346 چاپ شده است
 سر بريده ي كورش