ملکه تومریس ( افسانه یا واقعیت)

نظرات 0

ملکه تومریس سکایی اولین خاقان  مقتدر زن در قرن هفتم قبل از میلاد است. او با امپراتوری هخامنشی به جنگی نابرابر پرداخت."تومریس" یونانی شده لفظ "دَمیر" (آهن) ترکی است.

او نوه افراسیاب (آلپ ارتونقا) سکایی  بود که برخلاف پدر بزرگش متمایل به دفاع بود و روحیه ی تهاجمی نداشت. اما کورش هخامنشی آنرا بعنوان یک نقطه ضعف تلقی کرد و بی درنگ به سرزمین سکائیان تاخت.

سکائیان با عقب نشینی تنها زمین های سوخته را پشت سرشان باقی می گذاشتند و درصدد فرصت مناسب برای حمله بودند. سرانجام سپاه کورش خسته و درمانده شد و کورش پیشنهاد کرد که در صورت ازدواج با او از حمله به سائیان خودداری خواهد کرد. اما ملکه تومریس نوه افراسیاب آنرا حیله جنگی دشمن دانسته و از ازدواج خودداری کرد.

کورش از رد پیشنهاد او با تومریس خمشگین شد . این بار با لشکری آزموده و سگان شکاری برای بو کشیدن و تعقیب دشمن به میدان آمد. ملکه سکائیان حالت تدافعی گرفت و در یک مکان مناسب منتظر سپاه کورش ماند.

هر دوسپاه در چند کیلومتری یک دیگر اردو زدند. اما کورش پیشدستی کرد و  وسط دو سپاه یک چادر سور و سات و عیش و نوش زد.

پسر تومریس از شبانه به چادر تاخت و آنرا به یغما برد و به خوشگذارانی پرداخت اما از حلیه دشمن غافل شد و سربازان پارسی با یک حمله او و محافظان را به قتل رساندند.

ملکه تومریس از مرگ فرزند بسیار آشفته ونالان شد و با خود قسم خورد که " قسم به خورشید که تو ای کورش ، فرزند مرا با شراب و ناجوانمردی کشتی و من تو را در خون غرق خواهم کرد.

دیگر او سپاه پارسی از تیراندازان ماهر سکایی شکست سنگینی خورد و دچار تلفات جانی زیادی شد که کورش هخامنشی نیز در میان کشتگان افتاده بود.

ملکه تومریس سر کورش هخامنشی را در یک خیک پر از خون انداخت و گفت : در زندگی از خون ریختن سیر نشدی اما حلا من تو را از خون سیراب می کنم.