واژه های مشترک عیلامی و ترکی

نظرات 3


  • پروتو عيلامي

كتيبه ي عيلامي باستان


كاهخود عيلامي
عیلامیترکی
mushمئشه (جنگل ، بیشه)
  igi (برادر) اکه (برادر بزرگ در ترکی باستان)
 kik گؤک (گؤی) : آسمان
tik(k)aدیکمَک (درخت کاشتن)
sa سولَنمَک ( قدم زدن)
amma آنا (مادر)
shakاوُشاق (کودک)



زبان عیلامی مانند جز ترکی از گروه زبان های التصاقی است. (هرگاه دانشپژوهان اروپایی در بررسی یک زبان کهن نمی توانستند همانندی آنرا با زبان های هند و اروپایی یا سامی (عربی و عبری) اثبات کنند ، آن زبان را در گروه " زبان های منفرد / زبان های مُرده / زبان های خاموش" قرار می دادند.)
ساختار جمله در زبان عیلامی همانند زبان ترکی sov (فاعل+ مفعول + فعل) می باشد.

نقد نظريه دراويدي بودن زبان عيلامي:

اول: بايد مشخص شود كه منشا اقوام دراويدي كجاست؟ شايد هم دراويدي ها از سرزمين عيلام كوچيده اند.
دوم : پوست تيره داشتن دليل سياهپوست بودن و دراويدي بودن نيست. زيرا در بسياري از نقاط ايران حرارت آفتاب سبب شده است كه افراد پوستي تيره تر داشته باشند.


عیلامیترکی
شهر " آوان " روستای " آوان " (آذربایجانشرقی)
kura (پُختن)قووورماق (با آتش سرخ کردن و پختن)
kutiچشم براه بودن ، نگهبانی دادن
تان (روز)دان (دان اولدوزو) ، دان يئري سؤكولمك
اوُلاي (رود اولاي)اولو كندي ( از توابع تبريز)
Si –ri (گوش) سیرغا: گوشواره
Baat (paat)  (پا)
Kiri-pi  (دست هایش):
بوُِد / بوت (ران پا)
قاری (اندازه گیری بادست ،ذراع)