زبان ترکی و زبان های سرخپوستی
>>> تاریخ انشتار پست :10 فروردین 1394






ميزقان ( فلوت سرخپوستان)

اوْخ - ياي


گليم سزخپوستان

امريكا قطعه سينده ياشايان قيزيل ده ريلي لرين ديلي ، تورك ديللرينه چوْخ بنزه يير.
1) مايا ديلي:

مايا يازيسي
مايا ديليندن:

kin : گون ( توركجه) ( بير گون ، ايكي گون ... روزي ، يك روز ؛ گون = گونَش (خورشيد)

chan : چايان ( ايلان - چايان / مار )

yax ( ياش) : ياشيل ( گؤمگوي ، گؤي / سبز ، كبود و آبي )
Qin بو سؤز اوچ آنلامدا ايشله نيردي: الف) گونش (خورشيد) ب) گون ، گوندوز (روز) ج) بيرگون ، گونلرين بيرينده (روزي ، يك روز)
o-qin مايا ديلينده " ايكيندي ، گون باتان چاغي " (بعداز ظهر) دئمكدير.
Osh بو سؤز " اوچ / اوش " (3) آنلامينا دير.
Tataمايا ديلينده " دَده ، آتا " ( پدر ، پدر بزرگ) دئمكدير.
Pal مايا ديلينده " بالا ، اوْغول ، اوُشاق " (فرزند ، پسر) آنلامينا دير.

us:vulture مايا ديلي ( اس – بوري ديوان لغات الترك / اوس: لاشخور )
Ux: three ox, اوش / اوچ
Yax : green ياش
Ya-yax : very green يام – ياشيل
Kin : day. Sun گون
bay: fat پيي
Kak: fire قاقيلجيم / قيغيلجيم ( شراره آتش)
U: he او
Otot= otoch: house (dwelling) اوتاق ( اوْتورما يئري)
Chak / chakki : rain, rain deity
Chak: lightning شاخماق ، شاخيماق ، چاخماق ( ايلديريم شاخماق)
Kal : room قالماق
Bah: head, top, first باش
Bathe: warrior بهادُر (bah باش / te تير ، چوب بلند ، نفر اول در چوب بلند)
But: to fill دوْلدورماق ( آنجاق بيتمك : سوْنا چاتماق فعل ينه ده بنزه يير)
Chan:serpent ايلان – چايان
Chan : sky شَن ليك ( جشن و شادي براي آسمان و تنگري؟)
Chanil : public ceremony شنليك
Chij: deer جئيران – جويور
Chum: seating / to sit چؤمبه لمك ( (اوْتورور ، چؤمبه لير chumla: sits
Chun : to sit چؤنبه لمك ، چؤمبه لمك
Elkin: east : ايلري ( گون چانا ساري ، بطرف مشرق) ul سومئر توركجه سينده پارلاماق و اولدوز سؤزون كؤكو kin مايا ديلينده گون ؛ دئمك بو سؤز " گون پارلايان يئر ، مشرق آنلامينا دير)
Em : to descend ائنمك ، يئنمك
Ichil:in , within ايچ ، ايچَري
Jol: head يولبارس ( يوز پلنگ) ؛ مثالjol kuh: head god ) )
Kay: fish اصلينده سومئر توركجه سيندن ، قوتان قوشونون (نوعي پرنده ي بزرگ ماهيخوار، پليكان) آديندا دا وار دير. احتمالا در عربي به شكل " حوت " است اما در بسياري از زبان هاي ديگر كه منشا تركي دارند ديده مي شود)
Kej : deer كئييك ( جئيران)
2) آزتك ديلي: (زبان آزتك)

Temoa: دامماق (چكيدن آب) ( هاب ئله داملا ، دامجي سؤزلري نين كؤك)
A سؤزو " سو " آنلامينا دير. A-tl سؤزونده tl آدليق حالي نين ( حالت اسمي) شكيلچي سي دير.

Calixtlahuaca : بو سؤزده cal ( قال) ائو (خانه ، اقامتگاه) آنلامينا دير. توركجه ده " قالماق " ( اقامت كردن ، ساكن شدن)

Mapachtepec: بو سؤزده tepe ( تَپه ) توركجه سؤز دور. С (ك) ايسه پسوند مكان دير ( ائو – ده – كي پسوند مكان). Mapach ( راكون : بير پيس قوْخو سالان حيوان )

Xocoyoltepec : بو سؤزده ده تپه كلمه سي وار دير. Xocoyol سؤزو " اوه ليك " ( گياه ترشك كه در روستاها ي آذربايجان شرقي داخل آش مي ريزند تا ترش مزه شود؛ (ك) ايسه پسوند مكان.

Tozoztontli: بو سؤز آزتك آيلاريندان بيري دير. بو سوزه to " تويوق " (مرغ ، پرنده) و so " سوموك " (استخوان) سؤزونه بنزه يير. بو آيين آنلامي " آييق و يوخوسوز قالماق " دير. لوگوگرامدا اوْلدوغو بئلينه سوموك باتان تويوق ( قوُش) يوخوسوز قالار.
NAN: ننه ، آنا (مادر)

Ilancueitl : بو سؤز " قاري ننه نين اتَگي " ( دامن پير زن) آنلامينا دير.Ilamaسؤزو " قاري ننه" دئمكدير. il amaسوزو بو موقعيتده ilan سؤزونه چئوريلميشدي. Ul سؤزو تورك ديلينده " اپريمك ، قوْجالماق " آنلامينا دير.
ama= آنا

Chilapan : بورادا apan سؤزو " چاي ، ايرماق ، آخان سو " آنلامينا دير. سومئر توركجه سينده ab سؤزو " چاي ، دريا " آنلامينا ايدي.
باشقا قيزيل ده ري لي لرين سؤزلريندن: Etu : گونش ، سومئر ديلينده utu( گونش تانريسي)
Gaagii : قارغا
Tawa : گونش ( اصلينده سومئر توركجه سيندهtab ايستي آنلامينا دير. توركجه ده توْو وئرمك " ايستي ايله قيزارتماق فارسجادا تَف دادن)
Kok گئجه ( اصلينده سومئر ديلينده gig قارانليق)
Mahpii گؤك ، گؤي ( عيلام ديلينده nap)
آيي ، پوْتا ( توركجه ده آيي بالاسينا " پوْتا " دئييلير) : Nita
تولكو Tokala

Theodore G. Schurr Professor of Anthropology (استاد دانشگاه پنسيلوانيا)
او قيزيل ده ري لي لرين گونئي آلتايدان آمريكايا گؤچدوكلريني سؤيله يير.
سرخپوستان ملونجان(Melungeons)
>>> تاریخ انشتار پست :4 دی 1390
سرخپوستان ملونجان ؛ ملوانان دولت عثماني بودند
كه هنگام نبرد با دزدان دريايي پرتغالي (1500-1600 م.) اسير شده ( احتمالا
جنگ دريايي بيبرس با دزان دريايي پرتغالي در نزديكي فاس مركش) و به برزيل
برده شدند.
سپس بعدها يك دريادار (آدميرال؛ امير البحر) انگليسي Sir Francis Drake آنان را از چنگ پرتغالي ها نجات داد و قول داد كه آنان را به عثماني باز گرداند. او آنان را نزديك كارولينا آورد. انگليسي هايي كه به تازدگي به امريكا آمده بودند به دريادار گفتند كه با آب و هواي امريكا سازگاري نيافته اند و مي خواهند به انگلستان برگردند.
دريادار به تعداد انگليسي ها از ملوان ترك نيز در كشتي جاي داد. و گفت كه بقيه با يك كشتي ديگري كه در 3-4 هفته آينده مي رسد ، مي توانند باز گردند.
اما انگليسي آنان را به دولت عثماني در ازاي دريافت فديه و پول خونبها تقديم كردند و بقيه در امريكا ماندند.
آنان به سبب گندمگون بودن رنگ پوستشان مورد تحقيقر امريكايي ها قرار گرفتند و از حق راي محروم شدند.
ملونجان ( ملعون جان) ها نيز گاه خودشان را پرتغالي ، اسپانيايي و گاه با نام هاي ديگر شناساندند.
امريكايي نيز آنان را در رديف سرخپوستان و افريقالي ها قلمداد مي كردند و آنان را از خانه و كاشانه خود تبعيد كردند و تا پاي كوه آپالاش راندند.
آنان خود را ملعون و لعنت كرده خدا و " ملعون جان" ناميدند.
برخي از خصوصيات سرخپوستان ملونجان (Melungeons)
1- دست باف هاي مردم ملونجان با گليم و دستبافت هاي تركان شباهت دارد.
2- غذايي از بلغور درست مي كنند و مي خورند (آش بلغور) و به بلغور هم " بولجور " مي گويند.
3- گوشت گوسفند و بره مصرف مي كنند درحالي امريكايي ها تمايل به اين نوع غذاها ندارند.
4- براي جلوگيري از چشم زخم ، به تخته مي زنند و گوششان را مي كِشند. ( اصطلاح بزنم به تخته)
5- براي نشان دادن سير شدن چند بار با پشت دست به چانه ي خود مي زنند.
6- ختنه مي كنند.
7- هنگام دشت كردن و دريافت پول ، آنرا به ريش خود مي مالند.
8- هنگام روبرو شدن باهم ، همديگر را بغل كرده و با دست به پشت هم مي زنند.
9- عادت روبوسي مردانشان با عادات آمريكايي متفاوت است.
10- سازي شبيه كمانچه دارند.
11- هنگام دلتنگي " نه قامي " ( نه غمي؟) چه غمي؟ مي گويند.
12- بجاي واژه ي نه و خير گاه صداي " جيك" (نوچ فارسي) در مي آورند.
13- به روابط خانوادگي پايبند هستند.
14- گفته مي شود كه در رمان هاي گذشته روزي پنج بار به طرف مشرق خم شده ( شبيه حالت سجده در نماز) و بلند شده و حركاتي را بجا مي آوردند. يعني نسل هاي گذشته نماز مي خواندند كه كم كم فراموش شده است.
15- زنان پشت سر مردان حركت مي كنند.
16- بسيار مهمان دوست هستند.
17- خصوصيات بدني آنان همانند مردم تركيه است.
سپس بعدها يك دريادار (آدميرال؛ امير البحر) انگليسي Sir Francis Drake آنان را از چنگ پرتغالي ها نجات داد و قول داد كه آنان را به عثماني باز گرداند. او آنان را نزديك كارولينا آورد. انگليسي هايي كه به تازدگي به امريكا آمده بودند به دريادار گفتند كه با آب و هواي امريكا سازگاري نيافته اند و مي خواهند به انگلستان برگردند.
دريادار به تعداد انگليسي ها از ملوان ترك نيز در كشتي جاي داد. و گفت كه بقيه با يك كشتي ديگري كه در 3-4 هفته آينده مي رسد ، مي توانند باز گردند.
اما انگليسي آنان را به دولت عثماني در ازاي دريافت فديه و پول خونبها تقديم كردند و بقيه در امريكا ماندند.
آنان به سبب گندمگون بودن رنگ پوستشان مورد تحقيقر امريكايي ها قرار گرفتند و از حق راي محروم شدند.
ملونجان ( ملعون جان) ها نيز گاه خودشان را پرتغالي ، اسپانيايي و گاه با نام هاي ديگر شناساندند.
امريكايي نيز آنان را در رديف سرخپوستان و افريقالي ها قلمداد مي كردند و آنان را از خانه و كاشانه خود تبعيد كردند و تا پاي كوه آپالاش راندند.
آنان خود را ملعون و لعنت كرده خدا و " ملعون جان" ناميدند.
برخي از خصوصيات سرخپوستان ملونجان (Melungeons)
1- دست باف هاي مردم ملونجان با گليم و دستبافت هاي تركان شباهت دارد.
2- غذايي از بلغور درست مي كنند و مي خورند (آش بلغور) و به بلغور هم " بولجور " مي گويند.
3- گوشت گوسفند و بره مصرف مي كنند درحالي امريكايي ها تمايل به اين نوع غذاها ندارند.
4- براي جلوگيري از چشم زخم ، به تخته مي زنند و گوششان را مي كِشند. ( اصطلاح بزنم به تخته)
5- براي نشان دادن سير شدن چند بار با پشت دست به چانه ي خود مي زنند.
6- ختنه مي كنند.
7- هنگام دشت كردن و دريافت پول ، آنرا به ريش خود مي مالند.
8- هنگام روبرو شدن باهم ، همديگر را بغل كرده و با دست به پشت هم مي زنند.
9- عادت روبوسي مردانشان با عادات آمريكايي متفاوت است.
10- سازي شبيه كمانچه دارند.
11- هنگام دلتنگي " نه قامي " ( نه غمي؟) چه غمي؟ مي گويند.
12- بجاي واژه ي نه و خير گاه صداي " جيك" (نوچ فارسي) در مي آورند.
13- به روابط خانوادگي پايبند هستند.
14- گفته مي شود كه در رمان هاي گذشته روزي پنج بار به طرف مشرق خم شده ( شبيه حالت سجده در نماز) و بلند شده و حركاتي را بجا مي آوردند. يعني نسل هاي گذشته نماز مي خواندند كه كم كم فراموش شده است.
15- زنان پشت سر مردان حركت مي كنند.
16- بسيار مهمان دوست هستند.
17- خصوصيات بدني آنان همانند مردم تركيه است.



