به وبلاگ ما خوش آمدید - لطفا صفحه را تا پایان مشاهده کنید
تبلیغات

ترک در اشعار حافظ

 

دوران زندگی حافظ ، عصری پر آشوب و پر تنش بوده است. گاه آن ترک شیرازی – شاه شجاع – و گاه آن محتسب سخت گیر – امیر مبارزالدین – شیراز را اداره می کردند.

 زاهدان و عابدان نیز گاه از سر ریا ، دلق و تسبیح و سجاده می گستردند و برخی مردم نیز سفله و عاری از هنر بودند.


آب و هوای فارس عجب سفله پرور است

کو همرهی  که  خیمه از این خاک برکنم

 

سخندانی و خوشخوانی نمی ورزند در شیراز

بیا حافظ که تا خود را به ملکی دیگر اندازیم

 

در چنین عصری ، امیر تیمور گورکانی بر شیراز مسلط می شود و از حافظ ، سبب این بیت را جویا می شود.


اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را

بخال هندویش  بخشم  سمرقند و بخارا را


 خواجه حافظ نیز از بخشش های کریمانه ی خود و تهی دست ماندنش می گوید و امیر تیمور نیز او را از مالیات معاف می کند.

در چنین دوران پر آشوبی است که واژه ی ترک ، مفاهیم گوناگونی به خود می گیرد و رنگین کمان معانی آن پر رنگ تر می شود.

 

زبان ترکی


یکیست ترکی و تازی در این معامله حافظ

حدیث عشق بیان کن بدان زبان که تو دانی

 

کاربرد واژه تورک در معنای حقیقی


به شعر حافظ شیراز می رقصند و می نازند

سیه چشمان کشمیری و ترکان سمرقندی

 

خیز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهیم

کز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی

 

یا رب این نو دولتان را با خر خودشان نشان

کاین همه ناز از غلام ترک و استر می کنند

 

کاربرد واژه ترک در معنای مجازی

دلم ز نرگس ساقی امان نخواست به جان

چرا  که  شیوه  آن  ترک  سیه دل دانست

 

غلام چشم  آن ترکم که در خواب خوش مستی


نگارین گلشنش روی است ومشکین سایبان ابرو

 

آن  ترک  پری چهره که دوش از بر ما رفت

آیا  چه  خطا  دید  که  از راه  خطا  رفت

 

چشم مخمور تو دارد ز دلم قصد جگر

ترک مست است مگر میل کبابی دارد

 

بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد

هلال  عید  به  دور  قدح  اشارت   کرد

 

فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهر آشوب

چنان بردن صبر از دل که  ترکان  خوان  یغما را

 

به تنگ چشمی آن ترک لشکری نازم

که حمله بر من درویش یک قبا آورد

 

یا رب این بچه  ترکان چه دلیرند به خون

که  به  هر  تیر  مژه  شکاری   گیرند

 

ترک عاشق کش من مست برون رفت امروز

تا دگر خون  که از  دیده روان  خواهد بود

 

نگاری چابکی  شنگی  کلهدار

ظریفی مه وشی ترکی قبا پوش

 

باز کش یک دم عنان ای ترک شهر آشوب من

تا ز اشک و چهره راهت پر زر و گوهر کنم

 

داستان های ترکان


محمود بود عاقبت کار در این راه

گر سر برود در سر سودای  ایازم

 

شاه ترکان  سخن  مدعیان می شنود

شرمی از مظلمه خون سیاووشش باد

 

شاه ترکان چو پسندید و به چاهم انداخت

دستگیر ار نشود  لطف تهمتن  چه  کنم

 

قبایل ترک

 

به مشک چین و چگل نیست بوی گل محتاج

که  نافه هاش   ز بند قبای  خویشتن  است

 

 

سوختم  در چاه صبر از بهر آن  شمع  چگل

شاه ترکان فارغ است از حال ما ، کو رستمی

                                             

صفای خلوت خاطر از آن شمع چگل جویم

فروغ چشم و نور دل  از  آن ماه ختن  دارم

 

شهرهای ترک نشین

حافظ چو ترک غمزه ترکان نمی کنی

دانی کجاست جای تو خوارزم یا خجند

 

به شعر حافظ شیراز می رقصند و می نازند

سیه چشمان کشمیری  و  ترکان سمرقندی

 

واژگان ترکی در شعر حافظ


ایاغ (آیاق) : پیاله

به چمن خرام و بنگر بر تخت گل که لاله

به ندیم شاه ماند که به کف ایاغ دارد

 

یغما (ییغما) :غارت

علم و فضلی که به چل سال دلم جمع آورد

ترسم  آن  نرگس  مستانه  به  یغما  ببرد   


گزلک (گزلیک) : کارد

بنما به من که منکر حسن تو رخ تو کیست

تا دیده اش  به  گزلک غیرت  برآورم

 

یرغو (یارغی) : داوری

عاشق از قاضی نترسد می بیار

بلکه از یرغوی دیوان نیز هم


برچسب ها : ,,,,,,,,,,,,, دفعات بازدید : 443
| لینک ثابت | نسخه قابل چاپ | امتیاز :
rss نوشته شده در تاریخ 6 آذر 1393 و در ساعت : 1:23 ق.ظ - نویسنده : fuzuli
آخرین مطالب نوشته شده
صفحات وبلاگ
Copyright © 2011 by fuzuli.samenblog.com | designed by samenblog.com