بوميان آذربايجان در هزاره هاي سوم تا هزاره اول پيش ازميلاد
>>> تاریخ انشتار پست :7 خرداد 1393

(با قدمت حدود 10000 سال پیش)

در نيمه دوم از هزاره سوم قوم گوتي ها در كناره درياچه اروميه سكنا داشتند.
در بيست و سه سده پيش از ميلاد گوتي ها به رهبري enridavazir (erridupizir) حاكم اكدي نارام سين (2236- 2200 ق.م) را شكست دادند و شهر سومري نيپور پيشروي كردند و در اينجا كتيبه اي به زبان اكدي برجا گذاشتند. حدود 100 سال بر بين النهرين حمكراني كردند و بيست حاكم گوتي به سلطنت رسيد. اما در زمان حمكراني تيري كان tirikan (2109 ق.م) بيستومين شاه گوتي ؛ حاكم شهر اوروك utuxeqal، حكومت گوتي ها را سرنگون كرد.
بعدها در زمان آسارخادون آشوري از نام گوتي در كناره درياچه ي اروميه ياد شده است كه بي شك بازماندگان طوايف ديگر گوتي در اين منطقه بودند.
از زبان گوتي ، تنها نام اشخاص و پادشاهان باقي مانده است.
نارام سين در كيتبه خود از قبايل " لولوبي " نام مي برد. لولوبي ها از ضعف پادشاهان بين النهرين بهره جسته و دامنه حكومت خود را از كناره اروميه تا خليخ فارس گسترده بودند.
از اقوام ديگري كه در پهنه گسترده اي از آذربايجان تا شمال بين النهرين و سوريه حضور داشتند ، " هُورّي " ها بودند كه تمدن " كور- ارس" به ايشان منسوب است.
هوري ها در ميانه هزاره دوم پيش از ميلاد دولت " ميتاني " را بنيان گذاشتند. نام قديم درياچه اروميه در برخي از منابع كهن matiana از نام ميتاني ها گرفته شده است.
در اوايل هزاره نخست ، دولت هوري از هم پاشيده بود و در بخش هاي پراكنده و كوچك حاكميت داشت.
در اوايل هزاره اول پيش از ميلاد سرزمين واقع در بخش جنوبي درياچه اروميه با نام zamua شناخته شد كه ظاهرا از نام يكي از قبايل لولوبي گرفته شده بود.
با توجه به كتيبه هاي آشوري و تحليل اسامي و نام ها برخي ورود آريايي ها به ايران را از راه قفقاز و در سده نهم و هشتم قبل از ميلاد دانسته اند. استفاده از ارابه و اسب به آنان برتري نظامي داده و سبب تحكيم قدرتشان شده است. برخي واژه ي " پارسوا " را نشانه ي حاكميت پارس ها در كناره اروميه مي دانند ، اما دياكونوف روسي اين واژه را غيرازنام قوم پارس و برگرفته از زبان مادي به معناي " كناره ، گوشه ، كنج ، دوردست" مي داند و اين واژه را نام بخشي از سرزمين zamua مي داند. دياكونوف معتقد است كه در منابع آشوري در اين دوره نام هاي پارسي اشخاص و قبايل وجود ندارد.
در كتيبه ي آسارخادون آشوري (680-669 ق.م) از سكني گزيدن سكاهاي مهاجم ( skif) در ايالت تحت حكومت مانناها سخن گفته شده است. دياكونوف سكونتگاه آنان را كناره ي ارس مي داند.
ماننا با سكاها بر عليه آشوري ها متحد شدند و از نيروي جنگي هم كمك گرفتند. مانناها دوستان سكاها بودند. اما بنا به نوشته هرودت ؛ كياكسار مادي به حكومت 28 ساله سكاها پايان داد.
تا مدتها بعد از روي كار آمدن دولت ماد ، ماننا ها همچنان صاحب قدرت بودند و قلاع و استحكامات نظامي شهرها را در اختيار داشتند و مادها تنها در گوشه و كنار سكني داشتند.
تنديس هاي "شهر يئري" خياو (مشگين شهر)


در هزاره نخست پيش از ميلاد ، سرزمين هاي كوچكي در اطراف درياچه اروميه و سمت جنوب و شرق آن بنام هاي zamua , gilzan , allabria , messi , manna , parsua , uishdish , gizilbunda , andia , zikertu , sanqibutu , puluadi وجود داشت كه همواره مورد يورش حكومت اورارتو و آشور قرار داشت. در اوايل سده هشتم پيش از ميلاد ماننا در راس همه قرار گرفت و دولت ماننا را بنيان گذاشت. دولت ماننا به تصرف سرزمين هاي مجاور پرداخت و با دولت آشور درگير شد و سپس رقيب سرسختي براي دولت اورارتو شد.

متاسفانه آگاهي ما از اين سرزمين ها و دولت ها از راه سنگ نوشته هاي آشوري و اورارتويي است كه بعد از پيشروي خود و تخريب روستاها و قلعه ها و كشتار مردمان از خود يادمان هاي سنگي و كتيبه برجا گذاشته اند. البته امروزه در سايه تحقيقات باستان شناسي بخشي از فرهنگ و زندگي مردمان كناره اروميه بر ما آشكار شده است.
در سنگ نوشته سارگون دوم آشوري (722-705 ق.م) به سال 714 ق.م نوشته نسبتا جامعي در مورد رويداد هاي دولت ماننا وجود دارد.
بنا به نوشته دياكونوف روسي ، شوراي ريش سفيدان قدرت شاهان ماننا را محدود مي كرد.

بر اساس نتايج به دست آمده از تپه حسنلوي اروميه ، مانناها داراي قد متوسط مردان 168 سانتي متر و زنان 159 سانتي متر بودند. آنان داراي بيني پهن ، چشمان جدا ازهم ، ريش كوتاه و موي سر بلندي كه روي شانه هايش ريخته بود ، تصوير شده اند.

نمرود ستمگر
>>> تاریخ انشتار پست :12 دی 1390
نام نمرود در قرآن نیامده است. اما در تفسیر آیه 258 سوره بقره از او یاد شده است. با توجه به بررسی و کنکاشی که کردم ، نمرود بایستی همان شاروکین(سارگون) اکدی باشد. او بنیانگذار سلسله اکد (2279-2334پ.م) می باشد.
سارگون با دولت های آنروز ایلام ، سوریه ، لبنان و ترکیه (در بخش آناتولی) جنگید و آن ها را شکست داد.راه های بازرگانی دریایی را گسترش داد.
سارگون فرزند یک زن راهبه ای بود که پنهانی او را زایید و در یک سبد قیراندود گذاشت و در آب رها کرد، زیرا راهبه ها از حق داشتن فرزند محروم بودند.
سبد را یکی از بزرگان شهر گرفت و از نوزاد نگهداری کرد. هنگامی که نمرود بزرگ شد ، برعلیه آن مرد و حاکم بومی قیام کرد و سرانجام به تخت نشست.
سرگذست او پس از هزار سال به شکل شعری سروده شد که در پایان متن انگلیسی آن را می آوریم.
سرگذشت نمرود ستمگر با اندگی دگرگونی در شعر "لطف حق" سروده ی زنده یاد پروین اعتصامی آمده است.

1. Sargon, the mighty king, king of Akkadê am I,
2. My mother was lowly; my father I did not know;
3. The brother of my father dwelt in the mountain.
4. My city is Azupiranu, which is situated on the bank of the Purattu [Euphrates],
5. My lowly mother conceived me, in secret she brought me forth.
6. She placed me in a basket of reeds, she closed my entrance with bitumen,
7. She cast me upon the rivers which did not overflow me.
8. The river carried me, it brought me to Akki, the irrigator.
9. Akki, the irrigator, in the goodness of his heart lifted me out,
10. Akki, the irrigator, as his own son brought me up;
11. Akki, the irrigator, as his gardener appointed me.
12. When I was a gardener the goddess Ishtar loved me,
13. And for four years I ruled the kingdom.
14. The black-headed peoples I ruled, I governed;
15. Mighty mountains with axes of bronze I destroyed (?).
16. I ascended the upper mountains;
17. I burst through the lower mountains.
18. The country of the sea I besieged three times;
19. Dilmun I captured (?).
20. Unto the great Dur-ilu I went up, I . . . . . . . . .
21 . . . . . . . . . .I altered. . . . . . . . . . . . . . .



