قوبوستان قایا اوستو رسیملری
 تصاویر نقش شده بر صخره در قوبوستان آذربایجان
(با قدمت حدود 10000 سال پیش)



در نيمه دوم از هزاره سوم قوم گوتي ها در كناره  درياچه اروميه سكنا داشتند.

در بيست و سه سده پيش از ميلاد گوتي ها به رهبري enridavazir (erridupizir) حاكم اكدي نارام سين (2236- 2200 ق.م) را شكست دادند و شهر سومري نيپور پيشروي كردند و در اينجا كتيبه اي به زبان اكدي برجا گذاشتند. حدود 100 سال بر بين النهرين حمكراني كردند و بيست حاكم گوتي به سلطنت رسيد. اما در زمان حمكراني تيري كان tirikan (2109 ق.م) بيستومين شاه گوتي ؛ حاكم شهر اوروك  utuxeqal، حكومت گوتي ها را سرنگون كرد.

بعدها در زمان آسارخادون آشوري از نام گوتي در كناره درياچه ي اروميه ياد شده است كه بي شك بازماندگان طوايف ديگر گوتي در اين منطقه بودند.

از زبان گوتي ، تنها نام اشخاص و پادشاهان باقي مانده است.

نارام سين در كيتبه خود از قبايل " لولوبي " نام مي برد. لولوبي ها از ضعف پادشاهان بين النهرين بهره جسته و دامنه حكومت خود را از كناره اروميه تا خليخ فارس گسترده بودند.

از اقوام ديگري كه در پهنه گسترده اي از آذربايجان تا شمال بين النهرين و سوريه حضور داشتند ، " هُورّي " ها بودند كه تمدن " كور- ارس" به ايشان منسوب است.

هوري ها در ميانه هزاره دوم پيش از ميلاد دولت " ميتاني " را بنيان گذاشتند. نام قديم درياچه اروميه در برخي از منابع كهن matiana  از نام ميتاني ها گرفته شده است.

در اوايل هزاره نخست ، دولت هوري از هم پاشيده بود و در بخش هاي پراكنده و كوچك حاكميت داشت.

در اوايل هزاره اول پيش از ميلاد سرزمين واقع در بخش جنوبي  درياچه اروميه با نام zamua شناخته شد كه ظاهرا از نام يكي از قبايل لولوبي گرفته شده بود.

با توجه به كتيبه هاي آشوري و تحليل اسامي و نام ها برخي ورود آريايي ها به ايران را از راه قفقاز و در سده نهم و هشتم قبل از ميلاد دانسته اند. استفاده از ارابه و اسب به آنان برتري نظامي داده و سبب تحكيم قدرتشان شده است. برخي واژه ي " پارسوا " را نشانه ي حاكميت پارس ها در كناره اروميه مي دانند ، اما دياكونوف روسي اين واژه را غيرازنام قوم  پارس و برگرفته از زبان مادي  به معناي " كناره ، گوشه ، كنج ، دوردست" مي داند و اين واژه را نام  بخشي از سرزمين zamua مي داند. دياكونوف معتقد است كه در منابع آشوري در اين دوره نام هاي پارسي اشخاص و قبايل وجود ندارد.

در كتيبه ي آسارخادون آشوري (680-669 ق.م) از سكني گزيدن سكاهاي مهاجم ( skif) در ايالت تحت حكومت مانناها سخن گفته شده است. دياكونوف سكونتگاه آنان را كناره ي ارس مي داند.

ماننا با سكاها بر عليه آشوري ها متحد شدند و از نيروي جنگي هم كمك گرفتند. مانناها دوستان سكاها  بودند. اما  بنا به نوشته هرودت ؛ كياكسار مادي به حكومت 28 ساله سكاها پايان داد.

تا مدتها بعد از روي كار آمدن دولت ماد ، ماننا ها همچنان صاحب قدرت بودند و قلاع و استحكامات نظامي شهرها را در اختيار داشتند و مادها تنها در گوشه و كنار  سكني داشتند.


تنديس هاي "شهر يئري" خياو (مشگين شهر)


در هزاره نخست پيش از ميلاد ، سرزمين هاي كوچكي در اطراف درياچه اروميه و سمت جنوب و شرق آن بنام هاي zamua , gilzan , allabria , messi , manna , parsua , uishdish , gizilbunda , andia , zikertu , sanqibutu , puluadi  وجود داشت كه همواره مورد يورش حكومت اورارتو و آشور قرار داشت. در اوايل سده هشتم پيش از ميلاد ماننا در راس همه قرار گرفت و دولت ماننا را بنيان گذاشت. دولت ماننا به تصرف سرزمين هاي مجاور پرداخت و با دولت آشور درگير شد و سپس رقيب سرسختي براي دولت اورارتو شد. 

متاسفانه آگاهي ما از اين سرزمين ها و دولت ها از راه سنگ نوشته هاي آشوري و اورارتويي است كه بعد از پيشروي خود و تخريب روستاها و قلعه ها و كشتار مردمان از خود يادمان هاي سنگي و كتيبه برجا گذاشته اند. البته امروزه در سايه تحقيقات باستان شناسي بخشي از فرهنگ و زندگي مردمان كناره اروميه بر ما آشكار شده است.

در سنگ نوشته سارگون دوم آشوري (722-705 ق.م) به سال 714 ق.م نوشته نسبتا جامعي در مورد رويداد هاي دولت ماننا وجود دارد.

بنا به نوشته دياكونوف روسي ، شوراي ريش سفيدان قدرت شاهان ماننا را محدود مي كرد.


بر اساس نتايج به دست آمده از تپه حسنلوي اروميه ، مانناها داراي قد متوسط مردان 168 سانتي متر و زنان 159 سانتي متر بودند. آنان داراي بيني پهن ، چشمان جدا ازهم ، ريش كوتاه و موي سر بلندي كه روي شانه هايش ريخته بود ، تصوير شده اند.

گورستان عصر آهن 2 تبريز (1500- 1000 ق.م)
منبع :سوْلماز قاشقاي ؛ ماننا دولتي ؛ باكو 1993

آذربایجان

>>> تاریخ انشتار پست :24 خرداد 1391

ئ



حضرت ابراهیم علیه السلامین " آزر" آدلی بیر عمی سی (آتاسی نین قارداشی) وار ایدی.(بو آد قرآندا دا ایشله نمیشدی).

"آزر " سؤزو  ،منجه سومئر دیلیندن آلینمیشدی. "آش " سؤزو سومئر دیلینده " بیر ، بنزه ر سیز ، تای سیز " دئمکدیر. "ار" سؤزو سومئر دیلینده " انسان ، سرباز ، ائرکک، کیشی " دئمکدیر.
 آزر= تای سیز ، بنزه رسیز انسان (انسان یگانه و بی نظیر)
بای= وار لی، زنگین ، ثروتمند
گان / جان: یئر
آذربایجان: وارلی انسانلارین یوُردو

سؤمرلر آذربایجانی جنت بیلیردیلر و اورادا یالنیز سومئر آللاهلاری و تکجه اوتناپیشتیم (نوح پیغمبر) یاشاییردی. 
هابئله ، بیر سیرا گؤروشلره گؤره ، آذربایجاندا " آس " آدلی بیر ائل- اولوس یاشاییردی. آسییا قطعه(قاره )سی ده اؤز آدینی بو ائلدن آلمیشدی. اولا بیلسین تبریز یاخینلیغینداکی " ایسپیران"  کندی ده  اؤز  آدینی "آس " ائلیندن آلمیشدی.
دئمه لی ییک؛ سومئرلر آذربایجاندان ایکی چای آراسینا (بین النهرین ،میانرودان) کؤچدولر. آککادلارین یازدیغینا گؤره سومئرلر اؤز آنا یوردلارینا  (آذربایجانا) " مادا" دئییرمیشلر. دئمک ، آذربایجانین 4-5 مین ایل بوندان قاباقکی آدی " مادا" ایمیش. 
سؤمرلر آذربایجانی جنت بیلیردیلر و اورادا یالنیز سومئر آللاهلاری و تکجه اوتناپیشتیم (نوح پیغمبر) یاشاییردی. 
هابئله ، بیر سیرا گؤروشلره گؤره ، آذربایجاندا " آس " آدلی بیر ائل- اولوس یاشاییردی. آسییا قطعه(قاره )سی ده اؤز آدینی بو ائلدن آلمیشدی. اولا بیلسین تبریز یاخینلیغینداکی " ایسپیران"  کندی ده  اؤز  آدینی "آس " ائلیندن آلمیشدی.
دئمه لی ییک؛ سومئرلر آذربایجاندان ایکی چای آراسینا (بین النهرین ،میانرودان) کؤچدولر. آککادلارین یازدیغینا گؤره سومئرلر اؤز آنا یوردلارینا  (آذربایجانا) " مادا" دئییرمیشلر. دئمک ، آذربایجانین 4-5 مین ایل بوندان قاباقکی آدی " مادا" ایمیش. 

سومئرلر ، ایکی چای آراسیندا یئرلشدیکدن سونرا ، اؤز یئنی یوردلارینا " کنگر ki-en-gir (شریف و وارلی انسانلارین یوردو) آدینی قودولار. بو سؤز دوز "آذربایجان  "سؤزون معناسی دیر. بو سؤز سومئرلرین آذربایجاندان کؤچدوکلری و اونلارین نه قَدَر آذربایجانی سئودیکلری گؤستریر.
     
آذربایجاندا یئددی مین ایللیک " یانیق تپه "(خسرو شادا) و " شهر یئری" (مشکین ده) مدنیتی (اوُیقارلیغی) وار ایدی.


 


ص3835 ؛ جلد نهم ؛ تاريخ طبري يا تاريخ الرسل و الملوك ؛ تالف محمدبن جرير طبري ، ترجمه ابوالقاسم پاينده ، ناشر اساطير ، چاپ چهارم 1375.

سخن از حوادث سال نودو يكم

در اين سال چنانكه محمبن عمر و ديگران گفته اند عبدالعزيز بن وليد به غزاي تابستاني رفت و مسلمة عبدالمك سالار سپاه بود.

و هم در اين سال مسلمه به غزاي تركان رفت و در ناحيه آذربيجان به باب رسيد و شهرها و قلعه هايي به دست وي گشوده شد.

در اين متن صريحا به ترك بودن آذربايجان و وسعت آذربايجان تا منطقه ي باب الابواب ( دربند) اشاره شده است.

نوروز بایرامی