تورک در اشعار رودکی سمرقندی
>>> تاریخ انشتار پست :11 شهریور 1393

رودکی سمرقندی از پیشروان شعرفارسی است که اشعاری پخته و روان دارد.
او در توران زمین زندگی می کند که محل تلاقی دو فرهنگ بزرگ ترکی و پارسی است.
در شعر رودکی ، واژه ی " ترک " به معنای زیبارو و پریچهره بکار رفته است. او از قبایل ترک چگل (چیگیل) ، طراز (تالاس) ، خُلخ ( قارلوق ، خَلج) و تاتار(تتار) نام می برد و به زیبایی ترکان طراز و خیل سواران چگل و باریک میان بودن خلخیان اشاره می کند.
برخی از واژگان ترکی نیز در اشعار او وجود دارد که نشان می دهد او با فرهنگ و زبان ترکی و آیین های دیرین ترکان قبل از اسلام - تنگری و شامانیسم - آشنایی زیادی داشته است.
شاید خود او نیز از ترکان ماورالنهر بوده است ؛ زیرا فارسی گویی و فارسی نویسی شاعر دلیل برپارسی بودن او نیست و بسیاری از بزرگان ترک مانند عمادالدین نسیمی ،
ملا محمد فضولی ، امیرعلیشیر نوایی و استاد شهریار نیز برخی از اشعار و آثار
نفیس شان را به زبان شیرین فارسی نگاشته اند.
نام قبایل ترک در اشعار رودکی:
ای بهنگام سخا ابر کف و دریا دل مشتری خوار از دیدار تو و ماه خجل
ای سواران چگل خوار وخجل خیل عجم ز تو خوارند و خجل خیل چگل
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ایا نگار طراز از بتان ترکستان نیامد ایدر چو تو بت از بهار طراز
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خلخیان خواهی و جماش چشم .........................
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
گل بهاری ، بت تتاری ........................................
تاتار: گروهی از ترکان ( دیوان لغات الترک محمود کاشغری)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کاربرد واژه ی ترک در معنای حقیقی و مجازی:
همی خرید و همی سخت بی شمار درم به شهر هر که یکی ترک نار پستان بود
ترک هزارن بپای پیش صف اندر هریک چون ماه بر دو هفته درفشان
از کف ترکی سیاه چشم پریروی قامت چو سرو و زلفکانش چوگان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
واژگان ترکی در شعر رودکی:
بس عزیزم بس گرامی شاد باش اندر این خاک بسان تو بیوک
واژه ی بیوک ( بؤیوک) به معنای " بزرگ و گرامی و سرور"
باده دهنده بتی بدیع ز خوبان بچه خاتون ترک و بچه خاقان
خاقان لقب پادشاهان تورک و خاتون به زن خاقان و شهبانو گفته می شد.
سگالنده چرخ مانند غوچ تبر برده بر سر چو تاج خروس
غوچ ( قوچ) به معنای گوسفند نر
بود زودا که آیی نیک خاموش چو مرغابی زنی در آب پا غوش
غوش ( قوش) به معنای پرنده
من چنین زار از آن جماش شدم همچو آتش میان داش شدم
داش به معنای سنگ
اصطلاحات رایج در میان ترکان:
همی خرید و همی سخت بی شمار درم به شهر هر که یکی ترک نار پستان بود
ترکان به میوه ی انار ، " نار " می گویند.
اصطلاح " نارپستان " نیز در میان ترکان بسیار رایج و " نار ممه لر " گفته می شود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیین ترکان قبل از اسلام و شامانیسم:
بت پرستی گرفته ایم همه این جهان همه چون بت است و ما شمنیم
بجز آیین کهن " تنگری و شامانیسم " ، آیین های بودایی و مانوی نیز در میان ترکان ماوراالنهر و ترکستان رواج داشت. بودایی ها ، تندیس های بزرگی از بودا درست می کردند که به آن " بوُرخان" (بُت) می گفتند.
منبع : دیوان رودکی سمرقندی
ارزش و مقام زن در ميان تركان قديم
>>> تاریخ انشتار پست :1 تیر 1393
در داستان آفرينش (ياراديليش داستاني) در ميان تركان قديم " آق بانو " زني است كه الهام بخش خدا در آفرينش كاينات و انسان بوده است.
زن اول اوغوز خان از نوري آبي رنگ و با شكافتن تاريكي از آسمان فرود آمد ؛ زن دوم او نيز از درون يك درخت زاده شد و هر دوي اين زنان موجوداتي فوق بشري بودند.
در ميان تركان ياقوت (ياكوتسك) ، "آق اوْغلان " توسط زني نوراني كه از درون درخت بيرون آمده بود، شير داده شد.
در سنگ نبشته بيلگه خاقان نيز از خطاب " شما خاتونْ مادرم ، مادر بزرگ هايم ، خواهرانم ، خاله و عمه هايم ، شهبانو و شاهزادگانم .... " استفاده شده است.
در باور تركان قديم " خان "(شاه) و " خاتوُن " (شهبانو) فرزندان آسمان بودند .
شاهزاده خانم هاي اويغور

زنان گؤك تورك (مغولستان)
پاپوش زنان ( يافت شده در پازيريك)


در داستان هاي تركان ، زنان يار و ياور مردان هستند. در حماسه ي دده قورقود ، در داستان " ده لي دومرول " ، زماني كه دومرول در تقلاي يافتن فديه و جان بهاي خويش است ، زنش بي دغدغه حاضر مي شود كه به جاي " دومرول " جان دهد و زندگي خويش را فداي شوهر كند.
در داستان هاي پهلواني ، قهرمانان ترك دوست دارند با زناني ازدواج كنند كه دراسب سواري ماهر ، در شمشيرزني توانا و در جنگاوري شجاع باشند. در داستان بامسي بئيره ك (از داستان هاي دده قورقورد)؛ " چيچك بانو " نمونه اي عالي از اين دسته زنان است.

دختر ترك قشقايي
يك ضرب المثل ازتركان قازاق چنين است: نخستين ثروت انسان تندرستي و دومين ثروت او زن اوست.
گرديزي در اثر خود از عفت زنان ترك تمجيد مي كند و ابن بطوطه نيز در سفرنامه ي خود از احترام ويژه زنان در ميان تركان كريمه سخن مي گويد.
در پيش از پذيرش دين مبين اسلام ، خاتون (شهبانو) در سمت چپ خاقان (شاه) مي نشست و در مراسم آييني و جشن ها حضور مي يافت.
صلحنامه ي " مَته خان " – امپراتور بزرگ هون - با چين را همسرش به نيابت از او امضاء كرده بود.
ابوالغازي بهادر حسن در كتاب " شجره تراكمه " از امارت و حكومت هفت دختر بنام هاي " بوُرلا ، بارچين ، سالوُر ، شاباتي خاتوُن ، كونين كؤركلي ، كرچه بوُلادي ، كوُغاتلي خانيم " در ميان مردم اوغوز سخن گفته است.
ارزش زن در ميان تركان در حالي مطرح بود كه اعراب جاهلي عربستان ، دختران را زنده به گور مي كردند و زن در ميانشان ارزش و جايگاهي والايي نداشت. زنان انگليس هم تا قرن شانزدهم حق دست زدن و مسّ انجيل را نداشتند.




